و باز هم غربت گرگان در گرگان...!!!

پاراگراف ذیل، حاوی بخشی از سخنان رئیس سازمان میراث فرهنگی استان است که هفته ی گذشته در خبرگزاری فارس منتشر گردید:

". . . مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان یادآور شد: در چهارمین جشنواره فرهنگ اقوام ایران‌زمین، آداب و رسوم و ویژگی‌های فرهنگی اقوام گلستانی در قالب شش قومیت شامل قوم ترکمن، کتول، سیستانی، قزاق، قزلباش و محلی مازندرانی نیز به نمایش گذاشته می‌شود . . . "

هر گاه علاقه مندان به این دیار تاریخی قلمی برمی دارند و سطوری چند اندر حکایت مظلومیت های آشکار گرگان زمین می نگارند و یا در محافل رسمی و غیررسمی تأکید بر آن می نمایند که سایه ی تبعیض باید از سر این خاک تاریخی برداشته شود در مقابل یا به فرافکنی متهم می شوند و یا آنکه با این پرسش و به عبارت گویاتر با این واکنش مواجه می گردند که این همه تعصب و گرگان پرستی و افراط در عشق ورزی به زادگاه از بهره چه؟ به راستی آیا پی بردن به آنچه که امروز در حق این شهر و مردمانش، خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه روا داشته می شود اینچنین دشوار و ادراک آن، آنچنان سنگین است که تفکیک و تشخیص دو مقوله ی کاملاً متفاوت گرگان پرستی و دفاع از حقوق بحقه و مسلم این شهر و دیار، برای برخی ابهام آمیز می نماید!!!؟؟ تردیدی نیست که با کمی تعمق و ژرف اندیشی به راحتی به درک این مهم می توان نائل آمد که بازیابی برخی حقوق از دست رفته را ضرورتی عاجل و اجتناب ناپذیر است.

خبر منتشر شده ی  فوق که غفلت از تاریخ و فرهنگ غنی و پرجاذبه ی استرآباد را در مهمترین رویداد فرهنگی هفته های آتی این شهر و استان بر ما عیان می دارد، تنها صفحه ای از کتاب غم انگیز محرومیتها و مظلومیتهای بی پایانی است که اهالی این دیار از آن دم می زنند.

بارها اذعان نموده ایم که استان ما رنگین کمانی از اقوام و فرهنگهای مختلف است و ایران کوچک زیباترین تعبیری است که می توان برای این تنوع فرهنگی بکار برد اما در این میان آنچه که بسیار تأمل برانگیز و صد البته تأسف برانگیز است آنکه، برخی در میان این تکثر و تنوع فرهنگها، هیچ سهمی را برای استرآباد و اهالی استرآباد قائل نیستند.

شهری که البته تنها به همت مورخین و فعالان فرهنگی کوشا و غیرتمندش در باب تاریخ و فرهنگ افتخارآمیزش، هزاران صفحه کتاب و مقاله علمی به رشته تحریر درآمده این روزها نه تنها هویت غرورآفرین تاریخی و فرهنگ اصیلش به واسطه ی بعضی رویه های ناصحیح، مکتوم می ماند بلکه ناباورانه در پدیده ای نادر، هراس از حتی نام تاریخی اش را نظاره گر هستیم!!! به اعتقاد صاحب این قلم آنجا که قدرت منطق و استدلال، حاکم باشد لحن دردمندانه در نوشتار فاقد اثربخشی لازم خواهد بود اما به هنگام وصول اخبار اینچنینی که ارائه ی هر برهان و حجتی به مثابه ی توضیح واضحات می باشد نمی توان سخنی ولو دردمندانه بر زبان جاری نساخت. مطمئناً ساکنان و علاقه مندان به شهر مستعد و تاریخی گرگان ظهور و بروز این مسائل را برنمی تابند و تکدر خاطر حاصله نیز از حافظه ی تاریخی این شهر و مردمانش زدوده نخواهد شد. 

/ 9 نظر / 14 بازدید
گنجي

سلام هر كس كه آباد سازد همشهري و هموطن محسوب ميشود بگذار بسازند حالا هر قوم و طايفه باشد. مشكل ما در نساختن ها است. آقا ارشاد تشويق به كار و ساختن نماييد.

گنجي

مهم نيست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگي کرده ام. مهم اين است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاري داشته ام . (جوجيا اوکيف

مریم نبوی

خسته نباشید[گل]

گرگان ما

سلام احسان جان / امیدوارم بقیه دوستان وبلاگ نویس به موضوع عجیب محرومیت گرگان از ارائه فرهنگ و سنن خود در جشنواره ای که در همین شهر قرار است برگزار شود بپردازند . واقعا که هم عجیب است و هم دردآور .

فرزاد

فقط میشه گفت [ناراحت]

amin

راستشو بخوای من زیاد اطلاعات تاریخی ندارم ولی در کل شما نمی تونی بگی قوم استر آبادی چون استر آباد یکی از مناطق همین گلستان میشه والبته در اونم من شک دار احساسم اینه که به کل منطقه میگن استر اباد چون تو یه کتاب نام شخصیو خوندم ( بی بی خانوم استر ابادی ) که اصالتش برای انزان بود البته این درسته که گرگان امروزی به کل به زبان طبری سخن نمی گفته و دارای فرهنگ خودش هست !!! البته اگه صحبتی داری خوشحال میشم بشنوم