تخریب بافت تاریخی گرگان به بهانه ی نوسازی!

بنا به نظر متخصصین معماری و شهرسازی، بافت تاریخی گرگان که دارای وسعتی بیش از 160 هکتار می باشد یکی از ارزشمندترین بافتهای تاریخی ایران و شاخص ترین بافت تاریخی در شمال کشور استکه در سال 1310 پیش از بافت تاریخی بسیاری از شهرهای ایران مانند یزد یا کاشان ثبت و تعیین حریم ساخت و ساز شده است. بافت قدیم گرگان بر اساس مطالعات صورت گرفته دارای مصوبه کمیسیون ماده پنج نیز می باشد و شامل محلات میخچه گران، سرپیر، نعلبندان، سرچشمه، سبز مشهد، درب نو، دوشنبه ای، میر کریم، میدان عباسعلی، باغ پلنگ، ملل و شیرکش است. تاریخ احداث بسیاری از ابنیه موجود در داخل این بافت تاریخی مربوط به قبل از سال 1300 بوده و از دوره های گوناگون تاریخی چون قاجار، زندیه، افشاریه و حتی سلجوقیان آثار و بناهای ارزشمندی به جا مانده است.


محدوده تقریبی بافت قدیم گرگان در نقشه طرح تفصیلی

انتشار خبر مربوط به طرح بازنگری نوسازی و بهسازی بافت فرسوده گرگان! ! ! در هفته های اخیر، موج وسیعی از اعتراضات را از جانب محققین، مورخین، کارشناسان، اساتید و متخصصین معماری و شهرسازی به همراه داشت. ظاهراً محدوده پیش بینی شده طرح نوسازی 260 هکتار است که کل محدوده 160 هکتاری بافت تاریخی گرگان به اضافه ی مناطقی چون امام رضا(ع)، کوی سجادیه و فردوسی را دربر می گیرد. اجرای طرح نوسازی در محدوده هایی چون سجادیه، فردوسی، و امام رضا به لحاظ علمی توجیه پذیر است اما متأسفانه در این طرح که تحت نظر شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری تهیه گردیده برای آثار و ابنیه تاریخی ارزشمند و قابل ثبت در فهرست آثار ملی، کاربری مسکونی و تجاری و خدماتی و . . .  و یا طرح تجمیع و نوسازی و بعضاً تخریب لحاظ شده است و دیدگاه غالب در این طرح صرفاً تخریب و نوسازی است در حالی که بافت قدیم گرگان به شدت نیازمند مرمت، بهسازی و باز زنده سازی می باشد.

یقیناً قراردادن محدوده تاریخی شهر در طرح نوسازی و معرفی بافت تاریخی به عنوان بافت فرسوده و  سپس تصویب و اجرای طرح، تعریضهای آنچنانی در سطح معابر بافت تاریخی و انجام ساخت و سازهای بلندمرتبه و افزایش طبقات و انبوه سازی و سایر جراحی های کالبدی چون ایجاد معابر شطرنجی و بر هم زدن ساختار ارگانیک و استخوان بندی بافت تاریخی و باز کردن بسیاری از بن بست های اصیل بافت، منجر خواهد شد که ضمن برهم خوردن روابط عملکردی و بروز معضلات ترافیکی و از بین رفتن ترکیب فضایی- کالبدی بافت، حریم آثار ارزشمند تاریخی و ثبتی نیز از بین رفته و به مرور هویت تاریخی چند هزار ساله استرآباد در این محدوده مخدوش گردد و نهایتاً بافت تاریخی گرگان متحمل خساراتی جبران ناپذیر خواهد شد. به عبارت ساده تر عملیات نوسازی و نهادن تیغ ساخت و ساز بر پیکره ی بافت تاریخی چون تیر خلاصی خواهد بود بر هویت تاریخی و معماری کم نظیر گرگان تاریخی. هر چند که پیش از این نیز زیر پا گذاردن حریم آثار تاریخی را در گرگان شاهد بوده ایم که احداث پارکینگ طبقاتی نعلبندان مابین 3 اثر ثبتی تاریخی یعنی مسجد جامع گرگان(با قدمت 1200 ساله)، خانه امیر لطیفی(موزه صنایع دستی) و بقعه ی میرکتولی نمونه ای از اهمال کاری مجموعه مدیریت شهری در قبال بافت تاریخی گرگان است.

تاکنون طرحهای گوناگونی جهت ساماندهی بافت قدیم گرگان تهیه گردیده که از آن جمله می توان به طرح روانبخشی محدوده امامزاده نور(1364 – 1361)، طرح بهسازی بافت شهری گرگان(1369 – 1364)، طرح بازسازی(تجمیع) گرگان(1373 – 1371) که در اصطلاح علمی به آن «شهرسازی تعویضی» می گویند، اشاره نمود. اما در هیچ یک از این طرحها کل محدوده بافت قدیم و یا تاریخی گرگان، فرسوده تلقی نگردیده بود و در واقع باید گفت این نخستین باری است که این بافت ارزشمند تاریخی این چنین مورد بی مهری قرار می گیرد.

به راستی مراد از بافت فرسوده چیست؟ چه بافتی را می توان دارای ارزش تاریخی دانست؟ و چه بافتی را می توان بافت کهن نامید؟

منظور از فرسودگی، ناکارآمدی و کاهش کارایی یک بافت نسبت به کارآمدی سایر بافتهای شهری است. فرسودگی بافت و عناصر درونی آن یا به سبب قدمت و یا به سبب فقدان برنامه توسعه و نظارت فنی بر شکل گیری آن بافت بوجود می آید، پیامد فرسودگی بافت که در نهایت به از بین رفتن منزلت آن در اذهان شهروندان منجر می شود، در اشکال گوناگون از جمله کاهش و یا فقدان شرایط زیست پذیری و ایمنی و نیز نابسامانی های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و تأسیساتی قابل دریافت و شناسایی است.

بافتهای کهن: بخشهایی از بافت‌های شهری را شامل می‌شود که حاصل ساخت و سازهای قبل از سال 1300 هجری شمسی بوده و عمدتاً خود سازمان یافته هستند. این بافتها علی‌رغم فرسودگیهای کالبدی، نشان‌دهنده هویت تاریخی شهرها و دارای ارزشهای مکانی، فضایی، تاریخی و اجتماعی هستند.

بافتهای فرسوده: بخشهایی از بافت‌های شهری که کیفیت‌های کالبدی و کارکردی آنها کاهش یافته و مختل گردیده است. فرسودگی بر دو نوع است فرسودگی کالبدی و فرسودگی عملکردی هرگاه فعالیت‌ها و کاربری‌ها پاسخگوی نیازها باشند ولی کالبد آسیب دیده باشد و یا نظام فعالیت‌ها بهم ریخته و کاربریها مختل گردد ولی کالبد حفظ شده باشد فرسودگی نسبی است و اگر هر دو نوع فرسودگی حادث شود کامل است.

بافت ارزشمند تاریخی: این بخش محدوده‌ایی را در بر می‌گیرد که ساختار و قسمت عمده‌ی اجزا و عناصر تشکیل‌دهنده‌ی آن اعم از ابنیه فضاها و گذرها دست‌نخورده باقی مانده و دارای ارزش تاریخی شهرسازی و معماری‌اند. در اینگونه بافتها ابنیه فضاها و عناصر واجد ارزش به صورت مجموعه‌ی به هم پیوسته‌اند و ساختار واحدی دارند. بازارها در اکثر بافت‌های تاریخی یا میدان نقش جهان اصفهان و مجموعه پیرامون آن از این جمله‌اند.

بافت ناکارآمد: گستره‌هایی با کاربری ناهمگن و بخشهایی از شهر هستند که کاربری موجود آنها با کارکرد شهری مغایرت دارد و سطح نسبتاً وسیعی را در گستره‌های شهری به خود اختصاص داده‌اند. از قبیل کارخانه‌ها و صنایع مزاحم، پادگان‌ها، زندانها، کارگاه‌های بزرگ، اراضی بایر، ساختمانهای متروک، گستره‌های طبیعی موجود مانند تپه‌ها، باغات، مسیل‌ها، رودخانه‌ها.
بافتهای نابسامان و مسئله‌دار: بخشهایی از بافتهای شهری را در بر می‌گیرد که بعد از سال 1300 هجری شمسی توسعه یافته و بدون برنامه قبلی یا با کیفیت نازل و بدون رعایت حداقل موازین معماری و شهرسازی ایجاد شده‌اند. این بافتها به لحاظ اجتماعی هویتی، زیستی، منظری، کالبدی، اقتصای و تأسیساتی دچار معضل هستند.

اما معیارهای فرسودگی چیست؟

براساس معیار‌های تعیین شده توسط شورای‌عالی شهرسازی، قدمت بنا(ابنیه ای که قدمت چندانی ندارند و غالباً ناپایدار هستند) و معیار دسترسی، که کوچه کمتر از 6متر در آن محکوم است و همچنین معیار سوم که به فرسوده شناخته شدن یک محله کمک می‌کند کوچک‌بودن زمینها و قطعاتی است که ساختمانها روی آنها ساخته شده اند که مساحت 100 تا 200 مترمربع به عنوان حداقل مساحت مدنظر است. حال سئوال اینجاست که با توجه به شناخت موجود از بافت تاریخی گرگان و تعاریف و معیارهای فوق آیا باز هم می توان بافت تاریخی گرگان را فرسوده نامید؟ واضح است بین یک بافت فرسوده و یک محله تاریخی، باید تفاوت گذاشت! وقتی می‌گوییم: بافت فرسوده، معنای کلی آن یعنی از کار افتاده و بی‌ارزش!یعنی قابل مداخله شدید‌ به لحاظ کالبدی، در حالی که نمی توان به بافت تاریخی گرگان انگ فرسودگی زد.

چه باید کرد؟

گرگان آثار تاریخی متعددی از قرنهای متمادی را در خود جای داده اما اکنون تحت فشار افزایش بی‌رویه جمعیت و به تبع آن توسعه بی ضابطه شهری و نیز دگرگونی بافت اجتماعی که خود برخاسته از هجوم مهاجران از مناطق دور و نزدیک است، هویت اصیلش به شدت به خطر افتاده، بی‌آن که چیز درخوری عایدش شده باشد. قطعاً در این میان، شکسته شدن حریم و تخریب به بهانه نوسازی در معدود بناهایی که در این میان از گزند ناملایمات در امان مانده، نشانه‌های خوبی برای یک مرکز استان تاریخی به‌نظر نمی‌رسد.

 تعیین درجه بندی عملکردی گذرهای بافت‌های تاریخی، اعمال تعریض‌های احتمالی منطبق بر گذرهای قدیمی، جلوگیری از شکل‌گیری لبه‌های غیرقابل نفوذ و متراکم در بدنه گذرها، اعمال ضوابط ویژه به‌منظور جلوگیری از اغتشاش بصری در بافت و پیکره اصلی و خط آسمان، شناسایی، حفظ و حراست از مجموعه عناصری که به‌نحوی دارای ارزش‌های تاریخی و فرهنگی هستند و به حفظ هویت معنوی بافت کمک می‌کنند را باید از مهم‌ترین اصولی دانست که رعایت آنها به ماندگاری بافت‌های تاریخی به‌عنوان سرمایه‌های مادی و معنوی شهر گرگان کمک می‌کند.

موضوعی که در این میان بیش از هر چیز اهمیت می یابد انتخاب شهردار برای بافت تاریخی است. لزوم یکپارچگی مدیریت شهری با توان اجرایی قوی و ازسوی دیگر توجه به قانون و برنامه‌های سوم و چهارم دولت در زمینه‌ پیش‌بینی یک حریم مصوب برای حفاظت از بخش تاریخی شهر، دو رابطه‌ مورد توجه و قابل اعتماد در زمینه‌ انتخاب شهردار بافت تاریخی‌اند که باید به آنها توجه شود. نقش شهردار بافت تاریخی نه ایفای یک مسئولیت فردی که ایفای مجموعه‌ای از ظرفیت‌های مدیریتی برای حفاظت و احیای زندگی در نواحی تاریخی گرگان خواهد بود.

 اگر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، مانند بسیاری از شهرسازان نگران گرگان قدیم، عقیده دارد که بافت قدیم گرگان ارزش تاریخی دارد و باید به آن بها داد، باید برقوانین خود نسبت به رعایت حریم ارتفاعی در اطراف اینگونه ساختمان‌های تاریخی و بافت‌ ارزشمند پافشاری کند و با بحث‌های منطقی و تبلیغ بجا، نگذارد تا در فاصله کمی از آن، با برپایی ساختمانهای چند طبقه و . . . ، جذابیت بافت تحت‌الشعاع قرار گیرد. اگر گذرها و کوچه‌های قدیمی گرگان و نماهای زیبای آنها می‌تواند با اندکی توجه حفظ و احیا شود و سایر بناهای ارزشمند ثبت، مرمت و بازسازی شوند و شهروندان و گردشگران به سادگی می‌توانند از قدم‌زدن و خرید و تفریح در آنها لذت ببرند، باید با تبلیغ و فرهنگسازی‌، جلوی تعریض و صاف شدن همین تعداد قلیل کوچه باریک و پر پیچ وخم تاریخی را گرفت و گرگان را از هسته با هویت خود تهی و محروم نکرد زیرا بدون شک، برای تأمین مغازه‌ها و کاربریهای مسکونی و خدماتی جدید و کارا و . . . در طرح‌های جامع و تفصیلی پیش‌بینی های لازم صورت گرفته و نیاز نخواهد بود که بافت تاریخی به محلی برای جانمایی و مکان گزینی آن کاربریها مبدل گردد.

و سخن آخر آنکه حال که با پیگیریهای به عمل آمده، این طرح نوسازی نه چندان کارشناسانه فعلاً در کمیسیون ماده 5 متوقف شده اکنون فرصتی مغتنم است که مسئولین محترم در صدد چاره جویی اساسی در این رابطه برآیند و اصلاحات لازم در طرح نوسازی با اولویت صیانت از بافت قدیم گرگان تاریخی انجام پذیرد. امیدواریم که این تعلیق موقت به تعبیر برخی دوستان، سیاست " وعده توقف طرح تا رفع اعتراض‌ها " نباشد.

پی نوشت: هفته گذشته جشنواره سراسری اقوام ایران زمین پس از 4 روز در محل دائمی نمایشگاههای بین المللی گرگان به کار خود پایان داد. یکی از بخشهای فوق العاده جذاب این جشنواره اختصاص بخشی از نمایشگاه به بافت تاریخی گرگان بود. مجموعه ای شبیه سازی شده از بافت قدیم گرگان تحت عنوان پنجره ای رو به استرآباد که با مساحت حدود 150 مترمربع و با هنرمندی هرچه تمام دانشجویان معماری دانشگاههای گرگان ساخته شده بود که شامل بخش‌هایی از حیاط خانه، مرکز محله و تکیه محلات بافت تاریخی گرگان بود.

احداث این بنا بر اساس طرحی از سرکار خانم مهندس میرحسینی صورت گرفت و در ساخت آن جمعی از دوستداران بافت تاریخی گرگان مشارکت داشته‌اند و نکته جالب توجه آنکه اکثر بازدیدکنندگان از این اثر زیبا که در این چند روز تعدادشان به بیش از 4000 نفر رسید با انتقاد از ارایه طرح نوسازی در بافت تاریخی گرگان، خواستار توجه بیش از پیش به بافت باارزش تاریخی گرگان شدند.

/ 17 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی عباسی

سلام مهندس عزیز بنده با نوشته شما تا حدودی مخالف هستم... . اینکه چرا شهرهای دیگر مورد حمایت قرار گرفتند و بافت اونا خراب نشد بحثی جدا می باشد که مهمترین اونا رو می تونیم در مدیریت صحیح در طول سالیان متمادی بگوییم و اینکه به بهانه ی نوسازی بافت را خراب می کنند که باز هم به نظر بنده اشتباه می باشد چون دیگر راهی وجود ندارد مگر اینکه زندگی در زیر خط کمر بندی را ترویج دهیم؟! و یک سوال چرا پدران و پدر بزرگان ما از روستا به شهر امدند و چرا روستاهای ما بافت قدیم خود را ندارد بجز چند روستای نزدیک شهر هیچکی حاضر نیست یک میراث تاریخی و سرمایه تاریخی خود را به ویرانه بکشاند اما همیشه باید برای دستیابی به چیزی که مورد خواست شما است از خیلی چیزهای دیگر گذشت ذهن آشفته یک جوان ایرانی رو خوب به تصویر کشیدم[نیشخند] همیشه نظر شما برای بنده مورد احترام بوده و هست و از تلاشهای شما برای گرگان خیلی خیلی ممنونم و قطعا" شما بیشتر از بنده می دانید و تنها نظرم رو گفتم مانا و پایا باشید

محمد رضا

[گل][گل][گل] www.gorgan-oil1.blogfa.com www.sajed-golestan.blogfa.com

پسر گلم

اونقدر نگاه شما کارشناسانه هست که جای صحبت اضافه باقی نمی ماند. حق مطلب را به بهترین شکل ادا میکنید اما به نظرم بهتر نیست این گفته های شما یه طریقه ممکنی به دست صاحبان امر برسد!! من پیشنهاد همکاری با یکی از نشریات داخلی استان را به شما میدهم.

رضا پارسا

با سلام . خیلی ممنون از این مطلب و اینکه هم طرح مشکل کردید و هم راهکار ارائه دادید . [گل][گل][گل]

رضا قلیش لی

وقتی ترافیک شده مشکل اصلی شهر گرگان اونموقع به جای اینکه مشکلشو حل کنن میرن روی چه چیزهایی واسه نوسازی دست میزارن. دعا میکنم خدا یکم از اوونا رو به راه راست هدایت کنه

دنیای بیکران (سارا و امین)

سلام به نظر من مشکل ما در حوزه مدیریت و عدم استفاده از کارشناس های مربوط به حوزهای میراث و شهرسازی هست . امیدوارم روزی برسه که کارها تخصصی تر بشه و بدست کاردانش سپرده بشه[گل]

محمد رضا

سلام به همه هم استانيهاي عزيزم ديشب متاسفانه صحنه اي ديدم كه نتوستم اين موضوع را نگم هر چند كه اين پست ارتباطي به عنوان وبلاگ نداره. چرا فكري به حال آتش سوزيهاي كه در جنگل هاي استان رخ داده و هنوز ادامه داره نميشه.متاسفانه شعله هاي آتش كه مانند يه آتش كده حتي ميتونيم از داخل ماشين در جاده گرگان علي آباد مشاهده كرد.چند روز پيش امير ارتش در مصاحبه راديويي گفتن تا ۴۸ ساعت آينده كنترل ميشه ولي...آقاي استاندار كه هر روز تو سايتهاي مختلف ميگن كه آتش سوزي مهار شد!!!ولي... اين مشكلات به اين دليل كه هيچ كدام از مديران طراز اول استان گلستان بومي نيستند اندكي هم كه هستند كاري از دستشون بر نمياد.اميدوارم كه به جاي اينكه در رسانه ها به همديگه ....كنند فكري به حال جنگلهاي استان گلستان بكنند از تمام وبلاگ نويسان و كل هم استانيهاي عزيز ميخوام كه به هر نحوي ميتونند اعتراض خودشون را به اين موضوع اعلام

فرزاد

در غم درخت های کهنسال گرگان زمین خون باید گریست ... ... ولی همه ما میدانیم این آتش لامروت زورش از این 700-800 نفر عزیزان ما بیشتر بوده که هنوز دوام آورده . ای کاش استاندارد محترم همین فردا به تمام ادارات دولتی دستور دهند تا تمامی نیروهای خود را بسیج کنند تا با یک یا علی جانانه پوزه این آتش ، که قلب مردم این دیار کهن را به درد آورده را به خاک های همان جنگل بمالند. ما وبلاگ نویسان و گرگانی های مقیم اینترنت در همینجا آمادگی کامل خود را برای هرگونه همکاری داوطلبانه با ارگان ها و مسئولین ذیربط اعلام میکنیم.