گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

سرانه ی فضای سبز، سرانه ای از یاد رفته

توسعه ی فضای سبز یکی از وجوه کیفی سازی زندگی شهروندان است؛ اصل مهمی که در نظرگاه مدیریت شهری ما ظاهراً کم اهمیت جلوه می کند و مدیریت شهری ما نیز هر روز به اجبار سعی در ایجاد طرحی نو- یا به عبارتی وصله هایی نامناسب- بر کالبد شهر دارد.

 این روزها ساختمان های بلند مرتبه یکی پس از دیگری در حساس ترین گلوگاهها و گره گاههای ترافیکی شهر گرگان سر بر می آورند و کسی بر این مسئله واقف نیست که احداث برج ها- این هیولاهای برخواسته در متن شهر- هر روز عرصه زندگی را بر شهروندان تنگ تر و شهر را برای جولان خودروها مستعدتر می نماید و در این میان فضاهای سبز شهری به تدریج رو به کاهش می رود و گویا نوعی همبستگی معکوس میان دو متغییر ساخت و ساز و فضای سبز برقرار گردیده است. پرسش این است که نقش طرح تفصیلی و طرح جامع شهر و کاربری های سبز معین شده در این میان کجاست؟ منظر و سیمای شهری چه وضعی پیدا خواهد کرد و چه بر سر شرایط بیوکلیماتیک و فضای سبز شهر خواهد آمد؟

کم توجهی به توسعه ی فضای سبز در حالی صورت می پذیرد که امروزه در بسیاری از نقاط دنیا – و اخیراً در کلانشهرهای ایران- مدیران شهری از بعد سوم فضای سبز و توسعه فضای سبز عمودی سخن می گویند در حالی که به نظر می رسد شهرداری گرگان تنها بر توسعه سطوح سبز برخی معابر تمرکز و احیاناً بسنده کرده است. شاید بتوان دلیل اصلی این چالش را در چگونگی تلقی و برداشت از مفهوم سرانه ی فضای سبز جستجو کرد! رویکردی که در سطح کلان نیازمند اصلاح و بازنگری است.

سرانه ی تعیین شده ی فضای سبز از سوی سازمان ملل بین 20 تا 25 مترمربع و سرانه متعارف پیشنهادی فضای سبز در ایران بین 7 تا 12 مترمربع برای هر نفر است؛ از سویی دیگر از منظر علمی منظور از فضای سبز نوعی از کاربری زمین شهری است که علاوه بر زیباسازی هم دربرگیرنده بازدهی اجتماعی باشد و هم دارای بازدهی اکولوژیک.

 بیان سرانه ی 12 مترمربعی برای فضای سبز گرگان- از جانب برخی مدیران شهری- که حداکثر سرانه ی مطلوب در ایران می باشد در حالی صورت می پذیرد که شروط یاد شده در تعریف فضای سبز مغفول واقع شده است. از نگاه صاحب نظران مقوله ی سطوح و سرانه های فضای سبز را صرفاً می توان در مورد فضاهای سبز عمومی مطرح کرد. زیرا فضاهای سبز حاشیه ی معابر، رفیوژها، جزیره های ترافیکی، لچکی ها و رمپ و لوپ ها هر چند در زیباسازی و به لحاظ اکولوژیکی نقش مؤثری دارند اما با توجه به ماهیت شان فاقد عملکرد اجتماعی اند؛ فضای سبز منحصراً مساحت کلیه فضاهای سبز اجتماعی(عمومی) را شامل می شود و این مفهوم تنها مى تواند در مورد فضاى سبزى به کار رود که براى گذران اوقات فراغت، تفرج و تفریح عموم مردم پیش بینی شده است. بنابراین فضاهای سبز حریم شهر و همچنین ارتقاء سطوح سبز پیرامونی و یا میانی معابر در گرگان از جمله ایجاد چندین هزار مترمربع سطوح سبز در امتداد بزرگراه شهید کلانتری هرچند که اقدامی ضروری، شایان تقدیر و ارزشمند است و سیمای شهری را بهبود می بخشد اما از لحاظ تئوریک، کمکی به افزایش سرانه فضای سبز شهری گرگان نخواهد کرد.

در تبصره ی 3 ماده ی 96 قانون شهرداری ها، به شهرداریها این اختیار داده شده است تا برای ایجاد فضای سبز و باغ های عمومی تمام یا قسمتی از اراضی یا املاک و یا ابنیه ی واقع در محدوده ی شهر را به تصرف خود در آورند بدین ترتیب تغییر کاربری های مصوب سبز به کاربری های انتفاعی با مبانی و قوانین موجود در تعارض کامل است. از دیگر سوی عدم توفیق در انتقال برخی کاربری های نامتناسب از مرکز شهر به پیرامون جهت تبدیل مکان فعلی آن کاربریها به فضای سبز و نتیجتاً پاسخگویی به نیاز مبرم شهر به فضای سبز، عدم الزام بلندمرتبه سازان به تعریف و پیش بینی فضای سبز اختصاصی و گنجاندن پوشش سبز معابر و پوشش زمینی (غیر مشجر) در سرانه کاربری فضای سبز از اشتباهات نظری و عملی مدیریت شهری گرگان در بخش فضای سبز به شمار می رود که شاید با تبیین هرچه بیشتر موضوع در سطح محلی و تغییر برخی نگرش های غالب در سطح کلان و بازنگری در بنیان های نظری مورد استناد در مراحل تهیه و تدوین طرح ها اصلاح پذیر باشد.

گرگان - پارک ملت

لینک انتشار اختصاصی در سایت خبری - تحلیلی شمال فردا

نویسنده : احسان ارشاد : ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم