گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

گشایش در شریان تنفسی شهر، با انتقال دخانیات!

انتقال مجموعه دخانیات که شامل انبارها و ساختمانهای اداری این سازمان در مرکزی ترین نقطه شهر گرگان می باشد و چندین هکتار از اراضی هسته مرکزی شهر را در تصرف خود دارد، مدت هاست که در دستور کار شهرداری و شورای شهر قرار گرفته است و بنابر شنیده ها، براساس توافقات صورت گرفته فی مابین مسئولان کشوری و استانی مرتبط، حدود یازده میلیارد ریال از منابع مالی شهرداری برای خرید زمین معوض مورد نظر دخانیات در خارج از محدوده قانونی شهر هزینه شده است اما خودداری مسئولان دخانیات از عمل به توافقات انجام شده، سبب هدر رفت هزینه های صرف شده از جیب مردم گرگان و بلاتکلیفی این موضوع گردیده است و متأسفانه مذاکرات صورت گرفته نیز تاکنون ثمربخش نبوده است؛ به نظر می رسد این گره تنها با حساسیت و پیگیری بیش از پیش مسئولان تراز اول استان گشودنی خواهد بود چرا که مسئله تغییر کاربری و تبدیل مکان فعلی دخانیات به مجموعه فرهنگی، فضای سبز و . . .  از وجوه مختلف حائز اهمیت فراوانی است و می تواند سرآغاز تحولی شگرف در ناحیه مرکزی شهر گرگان باشد که در ادامه به تشریح ابعاد آن از زوایای گوناگون می پردازیم.

حفاظت، انتقال و نوسازی و پالایش راهبردهای عمده رایج در برخورد با مرکز شهر در جوامع مختلف و تجارب موجود به شمار می آیند. هر یک از این راهبردها متکی بر برخی اولویت ها و چالش های فراروی است؛ که در این میان از بین راهبردهای فوق، انتقال برخی مجموعه ها و کاربریها در گرگان می تواند به نوبه ی خود به طور محسوسی راهگشا باشد.


تبیین ضرورت انتقال دخانیات بر مبنای دیدگاههای نظری

انتقال دخانیات را از چند منظر به تفصیل می توان مورد بررسی قرار داد:

نخست آنکه انتقال و تغییر کاربری دخانیات گامی مؤثر در راستای تحقق استراتژی توسعه درونی یا توسعه درون زای شهر محسوب می شود؛ راهبردی که با الگوهای توسعه پایدار در منطقه ای چون گرگان نیز سازگاری بیشتری دارد؛ این استراتژی در محدوده مرکزی شهر گرگان و در چرخه مصرف بافت شهری قویاً باید در دستور کار قرار گیرد و زمینه ی لازم برای جا به جایی و انتقال و آزادسازی دهها هکتار اراضی با کاربری نامناسب، بلا استفاده، نامتناسب، مزاحم و یا غیر ضروری(در مرکز شهر) همچون دخانیات، باغ کنسولگری، لشکر 30 پیاده گرگان و حتی فرمانداری و هلال احمر فراهم شود؛ تأکید بر انتقال و آزاد سازی اراضی مرکز شهر گرگان بدان جهت است که بخش مرکزی شهر پهنه ای چندکارکردی(تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، ترافیکی، اداری – سیاسی و کالبدی – فضایی) است که عمده عملکردهای مهم و برتر شهری را در خود جای داده است و از این نظر نسبت به سایر نقاط، نقش بیشتری را در عرصه ی کارکردی ایفا می کند و با توجه به دامنه عملکردی بالا با تنگناها و نیازهای اجتناب ناپذیری روبروست که این نیازها گاهی تنها با انتقال و تغییر کاربری مرتفع می شوند.

دوم مقوله چگونگی مدیریت نواحی مرکزی و بافت مرکزی شهر است که از منظر برنامه ریزی شهری بسیار قابل توجه و مهم است؛ کمتر محقق مسائل شهری است که نسبت به مسائل بخش مرکزی و جایگاه آن در ساختار اقتصادی، اجتماعی، فضایی – کالبدی و در کل در ساختار عملکردی شهر بی توجه باشد چرا که با وجود پیشرفتهای تکنولوژیکی، مرکز شهر همچنان به عنوان مکانی جاذب برای بسیاری از کارکردهای شهری عمل می کند که دیگر نقاط شهر فاقد این توان هستند بنابراین برای بهره وری بیشتر از برخی پتانسیل های منحصر بفرد مرکز شهر و از طرفی حل بسیاری از مشکلات و تنگناهای بخش مرکزی و دست یابی به تعادل مناسب بین کاربری های مختلف و جلوگیری از غلبه یافتن کارکردهای خاص و تخصصی شدن بیش از حد در بعضی از کارکردها به ناچار باید بخش مرکزی در کانون توجه قرار گرفته و برنامه هایی چون انتقال کاربریها و فعالیتهای تشدید کننده ترافیکی، جا به جایی، تغییر کاربری و پالایش به خصوص در رابطه با مصادیق ذکر شده از اولویت های اصلی برنامه های توسعه مرکز استان باشد.

سوم، مسئله پایین بودن سرانه ی فضاهای فرهنگی، فضاهای سبز و فضاهای تفریحی و ضرورت تغییر کاربریهای مزاحم متناسب با نیاز محدوده مرکزی به خدمات در سطوح متفاوت در گرگان مطرح است؛ شهری که از مرکز استان شدن تنها جمعیت بالا و در نتیجه تنزل سرانه های عمومی و ... عایدش شده و این خلاً را در ناحیه مرکزی تنها با از میان برداشت کاربری های نامناسب همچون دخانیات می توان جبران نمود تا تنفس گاههای مناسبی در پرازدحام ترین نقطه شهر ایجاد شود و با توجه موقعیت مناسب اراضی مذکور و مجاورت آن با پارک شهر، تالار و کاخ موزه گرگان می تواند ایجاد یک مرکز فرهنگی – تفریحی را در مرکز گرگان نوید دهد.


چند نمونه از تجربیات موفق انتقال

واگذاری پادگان قلعه مرغی تهران به شهرداری و تبدیل آن به مجموعه ای تجاری- فرهنگی که از مدتها پیش در دستور کار شهرداری تهران می باشد و انتقال کشتارگاه تهران به خارج از شهر و احداث فرهنگسرای بهمن(نخستین فرهنگسرای تهران که در جنوب پایتخت پرپا شده است) در مکان سابق کشتارگاه، نمونه هایی موفق از انتقال و تغییر کاربریهای بزرگ در کشور ماست ضمن آنکه بسیاری از مراکز استانهای کشور نیز برای انتقال پادگانها، زندانها، کاربریهای نامتناسب، غیر لازم و غیر ضروری اینک عزم خود را جزم نموده اند که امید است شاهد مجموعه ای از این اقدامات مشابه و مؤثر در گرگان تاریخی نیز باشیم.

یادداشت آرشیوی مرتبط:

انتقال پادگان لشکر 30 گرگان، فرصتی برای توسعه درون زای شهری


لینک انتشار اختصاصی این یادداشت در سایت خبری - تحلیلی شمال فردا

 

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم