گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

16 آذر؛ یادآور خاطره ای شیرین و رویدادی تلخ

بدون شک یکی از به یاد ماندنی ترین و شاخص ترین ایام در تاریخ معاصر گرگان زمین، شانزدهم آذر ماه سال ١٣٧۶ می باشد که نقطه ی عطفی از جهات گوناگون محسوب می گردد. در آن روز پس از یک دوره ی طولانی، سرانجام آرزوی دیرینه ی مردمان این منطقه تحقق یافت و با انتزاع بیش از دو پنجم مازندران، استانی جدید به مرکزیت گرگان تشکیل گردید. رخدادی که نوید بخش توسعه و آبادانی بیش از پیش منطقه ی تاریخی و مستعد گرگان بود و امیدی تازه برای توسعه ی پایدار و محرومیت زدایی از این دیار.

هر چند که به واسطه ی همت بلند و تلاش مستمر مورخان گرگانی، سطح آگاهی و دانش تاریخی ساکنان گرگان و استرآباد به نحو چشمگیری ارتقاء یافته اما ناگزیر با هدف بیان آنچه که مقصود و انگیزه ی اصلی این نوشتار در آن نهفته است، نخست، چکیده ای از شواهد، شرایط و زمینه های تاریخی و جغرافیایی مرتبط بیان می گردد.   

همان طور که می دانیم و پیش از این نیز مورخ و گرگان پژوه ارجمند دکتر اسداله معطوفی مکرراً در آثار ارزشمندشان ذکر نموده اند منطقه ی گرگان از قرنها پیش همواره از ایالات نامدار و بزرگ میهن ما بوده و در بیشتر ادوار تاریخی استقلال خود را حفظ نموده است تا آنکه در سال ١٣١۶ شمسی به محدوده مازندران(و البته به طور صحیح تر به استان دوم) منضم شد و  در سال ٧۶ پس از ۶٠ سال دوباره هویت مستقل خود را بازیافت. همواره نام این ایالت، گرگان (و معرب آن جرجان) بوده، که به فرس پهلوی به آن ورکان یا ورکانه (vurkan) و در تلفظ یونانی به آن هیرکانیا (hyrcania) می‌گفتند. محدوده جغرافیایی ـ سیاسی که امروز استان ما را در بر می گیرد، همان «ساتراپ وهرکان» عصر هخامنشی است که در متون اوستائی مثل وندیداد و در کتیبه بیستون در بند ۴ ستون ١۶ از آن نام برده شده، که گاه به نام وهرکانه و هیرکان (به یونانی) در متون تاریخی از آن یاد شده است. بنابراین استان کنونی ما همان ایالت یا ساتراپ وهرکان، هیرکان و وهرکانه عهد ایران باستان است که پس از ورود اعراب آنرا ایالت جرجان نامیدند. این ایالت مرکزش تا عهد زیاریان (قرن ۴ هـ . ق) شهر جرجان بود که هم اکنون خرابه‌های آن در حاشیه غربی شهر گنبد باقی است. بعدها از حدود قرن ۶ ـ ٧ هـ شهر استراباد جایگزین شهر جرجان  و تختگاه ایالت گرگان شد. گرگان فعلی یا استراباد سابق در زمان تغییر نام استرآباد به گرگان(دوره ی پهلوی اول) تنها شهر آباد، بزرگ و دارای آوازه ی تاریخی در این منطقه بود به همین جهت در تقسیمات سیاسی و کشوری عهد رضا شاه در سال ١٣١۶ خورشیدی به پاسداشت نام گرگان قدیم(که قرنها پیش مخروبه و متروکه شده بود) استراباد را گرگان نامیدند. در سال ١٣١۶ که تقسیمات کشوری به کلی دگرگون گردید ایران به ١٠ استان منقسم گردید و نام استانها نیز به ترتیب استان اول، استان دوم، استان سوم و . . . نهاده شد. شهرستان گرگان در استان دوم جای گرفت و نکته ی جالب توجه آنکه این شهرستان(گرگان) تقریباً کل استان فعلی ما را شامل می شد.

با توجه به توضیحات فوق سه نتیجه ی مهم استنباط می گردد:

١)نام پر آوازه ی گرگان همواره در طول تاریخ و بی چون و چرا و به اشکال مختلف(اعم از گرگان، جرجان، وهرکانه و . . .) بر استان و منطقه ی ما اطلاق می شده است و تمامی اقوام حاضر در ادوار مختلف تاریخی با آن مأنوس گشته بودند.

٢)با تأکید مجدد بر آنکه علاوه بر شهر گرگان قدیم و یا جرجان(در شرق استان)همواره کل منطقه نیز گرگان نامیده می شده است نتیجتاً نمی توان نام گرگان را به لحاظ سابقه ی تاریخی تنها در انحصار محدوده جغرافیایی شهر باستانی جرجان قرار داد.

٣) همچنین شایان توجه است که استرآباد خود شهری است تاریخی و باستانی که گویا بسیاری از مورخان، زادراکرت یا زادراکارتای باستان را با استرآباد تطبیق داده اند و گذشته از آن، آثار تاریخی و تپه های باستانی در محدوده استرآباد نمایانگر هویت اصیل تاریخی این شهر می باشد. یادآوری این نکته بدان جهت بود که برخی گمان نکنند استرآباد عظمت و شوکت تاریخی خود را تنها مدیون نام تاریخی گرگان است و از خود هیچ ماهیت مستقلی ندارد.

جمیع شرایط و زمینه های تاریخی فوق به انضمام موقعیت و ویژگی های خاص منطقه ی گرگان از بعد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ژئوپلیتیک و توانمندی های بلقوه ی فراوان چه به لحاظ منابع طبیعی و چه از حیث نیروی انسانی و همچنین ضرورت اصلاح تقسیمات کشوری در محدوده ی استان مازندران و دهها دلیل دیگر سبب شد که تفکیک منطقه ی شرق مازندران و تأسیس استانی به مرکزیت گرگان به خواست و اولویت اول مردم گرگان تبدیل شود که برای تحقق این هدف، نخبگان و فرزندان استرآباد از حداقل بیش از ۴٠ سال پیش مسیری بس دشوار را طی نمودند؛ از برگزاری همایشهای علمی و جلسات گوناگون گرفته تا طرح این مسئله در نشریات و رسانه های مختلف و همچنین چانه زنی و رایزنهای متوالی و مستمر با مسئولین مربوطه در سطوح کشوری و منطقه ای تا آنکه به این خواسته مهم پس از سالها جامه ی عمل پوشانده شد و سرانجام لایحه پیشنهادی وزارت کشور مبنی بر تأسیس استان گرگان در جلسه ی مورخ ١٣٧۶/۴/١ هیأت وزیران تصویب و جهت طی تشریفات قانونی در دوره پنجم مجلس ارائه گردید. هدف این لایحه بهره برداری بهتر از امکانات و موقعیتهای موجود و انسجام مدیریت در منطقه، ذکر گردیده بود. همچنین کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور و کمیسیونهای امور اداری و استخدامی و امور برنامه و بودجه در مجلس نیز ‌لایحه استان گرگان را به تصویب رسانیدند.

روایتی از یک تغییر نام غیر کارشناسانه

در اثنای تصویب و تشکیل استان گرگان و آن همه شور و شادی مضاعف، ناگهان انتشار خبری همگان را در بهتی عظیم فرو برد و آن خبر این بود که بیست و هشتمین استان کشور با نام استان گلستان در مجلس به تصویب نهایی رسیده و با همین نام به دولت ابلاغ خواهد شد. این خبر خصوصاً برای پژوهشگران و آنان که از مختصات، پیشینه و حقایق آشکار تاریخی و منطقه ای آگاه بودند بسیار دردآور بود. چرا که نام تاریخی و ریشه دار از نظر ملی، مذهبی، فرهنگی گرگان با تأسف فراوان جای خود را به نامی چون گلستان داده بود که هر چند از نظر لغوی زیباست اما فاقد هرگونه توجیه تاریخی و فرهنگی بود. در حقیقت عده ای با ممانعت از نهادن نام تاریخی گرگان بر استانمان بدون ارائه ی هیچگونه ی مستندات متقنی، بی جهت بر طبل مخالفت کوبیدند و صرفاً با بیان این جمله ی عجیب و حیرت انگیز که "استان ما فقط منحصر به شهر گرگان نیست!!!" حقایق تاریخی بیشماری را به فراموشی سپرده و با این رفتار غیرمنصفانه، واقعیات چندهزار ساله ی تاریخی را منکوب نمودند. جدای از تمامی این مباحث، آن عزیزان محترم ظاهراً این نکته را نیز از یاد برده بودند که نام ١٣ استان کشور با نام مراکز آن استانها یکسان است که حتی در بین آنان استانهایی جدید التأسیس و یا حداقل استانهایی که پس از پیروزی انقلاب تشکیل شده اند چون قزوین، قم، اردبیل، بوشهر و . . . به چشم می خورند.  

نام پرطنین گرگان همواره بر عارضه های گوناگونی چون شهر گرگان، خلیج گرگان، دشت گرگان، جلگه ی گرگان و گرگانرود اطلاق می گردیده و همچنین به گواه نقشه های تاریخی، دریای خزر نیز زمانی دریای وهرکانه یا گرگان نامیده می شده و همین طور بسیاری از دانشمندان و مفاخر این سرزمین با پسوند "گرگانی" شناخته می شوند بزرگانی چون فخرالدین اسعد گرگانی، ابوسلیک گرگانی، حکیم جرجانی، لامعی گرگانی، میرسیدشریف گرگانی و . . . به راستی نام گلستان(به جز پارک ملی گلستان)، تداعی کننده ی کدام یک از مشاهیر و مفاخر علمی، عارضه های طبیعی و جغرافیایی و ویژگیهای منحصربه فرد تاریخی و منطقه ای ماست؟

شاید عده ای بر راقم این سطور خرده بگیرند و توصیه نمایند که پس از گذشت ١٣ سال از آن رویداد تلخ، حال دیگر وقت همدلی و اتحاد فرا رسیده و فصل این سخنان به سر آمده!!! اما واقعیت آن است که ورای نادیده گرفتن استنادات و استدلالات محکم تاریخی (که قطعاً پیش روی نسلهای آینده ی ما علامتهای سئوال و ابهامات فراوانی را برجای خواهد گزارد)، از نگاه نگارنده این تغییر نام غیرکارشناسانه برای گرگان مسائل و مشکلات عدیده ای را به دنبال داشته و به عبارت صحیح تر آن اتفاق ناخوشایند مقدمه ای شد برای وقوع چالشها و تنگناهایی بزرگتر و همان طور که پیش از این نیز وعده داده شد این مسائل در آینده مورد بحث و مداقه ی علمی قرار خواهند گرفت.

یادداشت آرشیوی مرتبط در گرگان امروز:

از خلیج ع ر ب ی تا خلیج میانکاله! ! !

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم