گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

تشکیک در تاریخ و فرهنگ گرگان زمین، این بار در نشریه ای استانی ! ! !

در روزنامه ی گلشن مهر در روز چهارشنبه مورخ 24 شهریور مطلبی تحت عنوان "در حاشیه ی یک نام گذاری" به چاپ رسید که در سراسر آن تلاش نویسنده بر آن است که به هر نحو ممکن، تاریخ و فرهنگ اصیل و پرطمطراق گرگان زمین را به سخره گرفته و با به کار بردن الفاظی نامناسب و سخیف، مورخین امین و پرتلاش گرگانی را به جعل حقایق تاریخی متهم نماید و تلاش وافر گرگان دوستان برای معرفی هرچه بیشتر تاریخ و فرهنگ گرگان و استرآباد را شوونیسم منحط و بیماری خطرناک جلوه دهد که نویسندگان و اهالی قلم در این دیار بدان دچار شده اند . . .

 این نوشته ی فاقد هرگونه ارزش و اعتبار علمی، حاوی نکات جالب توجهی است که البته بیشتر به طنز شباهت دارد و حاکی از عمق ناآگاهی نویسنده ی آن است به طوری که در قسمتی از آن اشاره شده: گرگان یک شهر معمولی است و پیشینه ی مشعشعی ندارد نه هیچ وقت پایتخت بوده، نه آنچنان هنرمندان سرآمدی داشته و نه جاذبه ی آن چنانی برای گردشگری دارد. مگر آن که به دلیل قرار گرفتن بر سر راه مسافران مشهد، بخشی از مسافران خستگی خود را به ناگزیر ساعاتی در آن جهت استراحت بیتوته کنند! ! !  ظاهراً این نویسنده محترم گمان برآن دارند که تنها شهرهایی را می توان دارای پیشینه ی فرهنگی و تاریخ عظیم دانست که حتماً در دوره ای پایتخت بوده باشند. این در حالی است که در ایران و جهان شهرهای گوناگونی وجود دارند که هیچگاه پایتخت و یا مرکز یک سلسله حکومتی نبوده اند اما از آنان به عنوان مراکز مهم فرهنگی و تاریخی یاد می شود. عدم اطلاع و ناآشنایی ایشان با تاریخ گرگان و استرآباد به حدی است که ظاهراً هنوز نمی دانند که استرآباد قرنهای متمادی، مرکز ایالت گرگان بوده و ایالت تاریخی گرگان در دوران باستان یکی از 32 ساتراپ کشور پهناور ایران بوده ایرانی که قلمروش گاهی حتی از مصر هم فراتر رفته است. چگونه و چطور می توان چنین منطقه ای را که دوره های مختلف مورد توجه حاکمان بوده، کم اهمیت جلوه داد. جای تأسف است که ایشان حتی دانشمندان شهیر گرگانی را نیز نمی شناسند و برخی جاذبه های گردشگری گرگان و استان را که در کشور سرآمد هستند را نیز تا به حال ندیده اند و یا نامی از آنان نشنیده اند. ای کاش ایشان با این همه گفته های نظریه پردازانه حداقل زحمت مطالعه ی کتاب دو جلدی مشروطیت در استرآباد را به خود میدادند تا این قدر عجولانه قضاوت نمی کردند !  

به راستی گرگان دوستان، کدام افتخار تاریخی نداشته را به خود نسبت داده اند؟ کدام واقعیت و رویداد تاریخی را به دروغ به خود منتسب نموده اند؟ کدام پیشینه ی جعلی برای این شهر آفریده شده؟ کدام شخص شخیص غیرگرگانی به دروغ، گرگانی خوانده شده؟ آیا بیان این مطالب چیزی جز تهمت و افترا به احساسات پاک شهروندانی است که آرمانشان، توسعه و آبادانی زادگاه و یا محل سکونت تاریخیشان است؟

نقطه ی اوج نوشته های ایشان آنجاست که پا را از گرگان فراتر گذاشته و این مسئله ی خودساخته اش را یک معضل ملی تلقی نموده و با خرده گرفتن بر شعر «هنر نزد ایرانیان است و بس» ، ایرانیان را مبتلا به باورهای خوش خیالانه می داند. باید پرسید که مشکلات امروز کشورمان چه ارتباطی به تاریخ پرافتخار میهنمان دارد؟ عظمت و اصالت فرهنگ و تمدن ایرانی بر کسی پوشیده نیست. چنانکه در سراسر جهان هر آن کس که با تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم آشنایی یافته، بی درنگ شیفته ی آن گردیده است.

اما در پایان بد نیست به دست اندرکاران نشریه گلشن مهر نیز توصیه گردد از انتشار مطالبی که دون شأن این روزنامه ی با سابقه و وزین است خودداری نمایند و رسالت اصلی و مهمشان که همان اطلاع رسانی، شفاف سازی و بیان واقعیات بدون کم و کاست در هر زمان و هر مکان است را از یاد نبرند.  

«جوابیه مستدل و مبسوط علی بایزیدی را در وبلاگ استارباد در اینجا بخوانید»

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم