گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

سرمایه های محیطی و منابع طبیعی را ارج بنهیم

در روزهای آغازین ماه جاری که جهت انجام پاره ای مطالعات میدانی ، برای چند روز متوالی، ساعاتی را در روستای زیارت سپری می نمودم، مشاهده ی نما و منظر فعلی این روستا مرا بدین اندیشه واداشت که ابنیه گوناگون احداث شده و یا در حال احداث که هیچگونه سنخیتی با محیط طبیعی روستای زیارت نداشته و بعضاً برخلاف ضوابط و مقرارت نیز احداث می گردند یقنناً مشاهده و رؤیتشان برای دوستداران طبیعت و محیط زیست بسی دشوار و رنج آور است. روندی نادرست و غیر اصولی که از ابتدای دهه ی 80 شدت بیشتری یافت و تاکنون همچنان در این روستای کم نظیر به طور فزاینده ای جریان دارد و به نظر می رسد نهادهای مربوطه از کنترل و ممانعت از آنچه که در حال روی دادن است ناتوان بوده و آسیبهای وارده با گذشت زمان دو چندان می گردند. به طوریکه روستای زیارت که زمانی برخودار از زیباترین چشم انداز ها و بکرترین عرصه های طبیعی بوده، امروزه به کلکسیونی از انواع و اقسام سازه ها و ساختمانهای ناهمگون و نامتناسب با بستر طبیعی اش مبدل گشته است. ساخت و سازهایی که گاهاً به طور غیر قانونی و یا با استفاده از رانت های گوناگون توسط برخی افراد صورت می گیرد که از نگاه فنی، استمرار این روند، علاوه ی بر نابود نمودن این گنجینه ارزشمند، وقوع برخی مخاطرات محیطی را نیز به دنبال خواهد داشت.

افزون بر تخریب عرصه های طبیعی و عدم رعایت حریم های قانونی ، یکی از نگرانی های موجود در خصوص روستای زیارت و حتی پارک جنگلی ناهارخوران، تکرار تجربه ی تلخ سواحل دریای خزر است که به دلیل عدم آینده نگری لازم در گذشته، اکنون 95 درصد این سواحل در انحصار افراد و گروههایی خاص قرار گرفته و تنها 5 درصد این موهبت طبیعی، قابل استفاده برای عموم مردم می باشد و عمق این مشکل به حدی است که طرحهایی نظیر طرح آزادسازی ساحل خزر نیز تاکنون نتیجه ی قابل توجه و درخوری نداشته است.

به طور قطع، باید اندکی تأمل و تعمق نمود که چرا میراث طبیعی و گنجینه های گرانبهای خدادادی اینگونه مورد طمع ورزی و تاخت و تاز قرار می گیرند. روزی به بهانه ی احداث بزرگراه ، پارک ملی گلستان را (که هنوز خاطره ی ناگوار جاری شدن سیلابهای ویرانگر در سالهای 80 و 81 که خسارات بسیاری برجای گذاشت و دهها نفر را به کام مرگ کشاند از اذهان پاک نشده) با تهدیدهایی عظیم مواجه می نماییم. روزی دیگر و به بهانه احداث بزرگراهی دیگر و با این شعار که راه، محور توسعه است و . . . ، جنگل ابر را مورد تخریبهای جبران ناپذیر قرار می دهیم غافل از آنکه یکی از اصلی ترین اصول توسعه پایدار را زیر پا گذاشته ایم و همچنین بدون توجه به اینکه به واسطه ی وجود راههای ارتباطی و مواصلاتی متعدد از استان گلستان به شاهرود ، احداث بزرگراهی که از حیث نقش و عملکرد، موازی با جاده های مذکور است آن هم به بهای از بین بردن مناطق جنگلی، اشتباهی محض و جبران ناپذیر است. در مقطعی دیگر با عنوان نمودن دلایلی غیرکارشناسانه، باغ تحقیقات کشاورزی و تپه های جنگلی هزار پیچ را به مخاطره می افکنیم که اگر نبود درایت و واکنش به موقع برخی گرگاندوستان دلسوز ، در سالهای نخست دهه ی 90 تپه سوگله استراباد را از دست رفته می یافتیم.

شاید در این مواقع ، یادآوری برخی نکات در راستای صیانت از سرمایه های طبیعی و نیم نگاهی به قانون اساسی که میثاقی ملی است، برایمان راهگشا باشد. اصل 50 قانون اساسی به صراحت هرچه تمام تر بیان می دارد :

در جمهوری اسلامی، حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه ی عمومی تلقی می گردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن، که با آلودگی محیط زیست و تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.

نویسنده : احسان ارشاد : ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم