گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

فراخوان طراحی لوگوی روز گرگان

ستاد برگزاری روز گرگان(بیستم شهریورماه) در نظر دارد طراحی نامواره (لوگوی) این روز را به مسابقه بگذارد. لذا از کلیه طراحان و علاقمندان در این زمینه دعوت به عمل می آید.


شرایط شرکت در مسابقه:


١– نامواره(لوگوی) مورد نظر باید در برگیرنده ویژگی تاریخی – فرهنگی و اجتماعی شهر گرگان باشد.


٢– فایل طراحی شده می باید با قالب های معمول تصویری روی لوح فشرده به همراه یک پرینت رنگی روی کاغذ در ابعاد  A4  به دبیرخانه دایمی روز گرگان تحویل گردد و در قبال آن رسید دریافت شود.


٣– حداکثر تاریخ دریافت طرح های پیشنهادی تا پایان وقت اداری روز 15 / 5 / 1390- پانزدهم مرداد ماه - خواهد بود.


۴– از هر فرد حقیقی یک طرح و از هر فرد حقوقی (کانون های تبلیغاتی، شرکت ها و موسسات رسمی) حداکثر 2 طرح پذیرفته می شود.


۵– به نفر اول یک سکه بهار آزادی و به نفرات دوم و سوم ربع سکه بهار آزادی اهدا خواهد شد.

 

آدرس دبیرخانه: چهارراه گلها – خیابان شهید مصطفی خمینی(کوی علی محمدی) سازمان فرهنگی ورزشی – واحد روابط عمومی

تلفن تماس: ٢٢٢۴٠٢٧ – ٣٣٢۴١۴۵ 


ستاد برگزاری روز گرگان(بیستم شهریور ماه) - سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان 

نویسنده : احسان ارشاد : ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

گشایش در شریان تنفسی شهر، با انتقال دخانیات!

انتقال مجموعه دخانیات که شامل انبارها و ساختمانهای اداری این سازمان در مرکزی ترین نقطه شهر گرگان می باشد و چندین هکتار از اراضی هسته مرکزی شهر را در تصرف خود دارد، مدت هاست که در دستور کار شهرداری و شورای شهر قرار گرفته است و بنابر شنیده ها، براساس توافقات صورت گرفته فی مابین مسئولان کشوری و استانی مرتبط، حدود یازده میلیارد ریال از منابع مالی شهرداری برای خرید زمین معوض مورد نظر دخانیات در خارج از محدوده قانونی شهر هزینه شده است اما خودداری مسئولان دخانیات از عمل به توافقات انجام شده، سبب هدر رفت هزینه های صرف شده از جیب مردم گرگان و بلاتکلیفی این موضوع گردیده است و متأسفانه مذاکرات صورت گرفته نیز تاکنون ثمربخش نبوده است؛ به نظر می رسد این گره تنها با حساسیت و پیگیری بیش از پیش مسئولان تراز اول استان گشودنی خواهد بود چرا که مسئله تغییر کاربری و تبدیل مکان فعلی دخانیات به مجموعه فرهنگی، فضای سبز و . . .  از وجوه مختلف حائز اهمیت فراوانی است و می تواند سرآغاز تحولی شگرف در ناحیه مرکزی شهر گرگان باشد که در ادامه به تشریح ابعاد آن از زوایای گوناگون می پردازیم.

حفاظت، انتقال و نوسازی و پالایش راهبردهای عمده رایج در برخورد با مرکز شهر در جوامع مختلف و تجارب موجود به شمار می آیند. هر یک از این راهبردها متکی بر برخی اولویت ها و چالش های فراروی است؛ که در این میان از بین راهبردهای فوق، انتقال برخی مجموعه ها و کاربریها در گرگان می تواند به نوبه ی خود به طور محسوسی راهگشا باشد.


تبیین ضرورت انتقال دخانیات بر مبنای دیدگاههای نظری

انتقال دخانیات را از چند منظر به تفصیل می توان مورد بررسی قرار داد:

نخست آنکه انتقال و تغییر کاربری دخانیات گامی مؤثر در راستای تحقق استراتژی توسعه درونی یا توسعه درون زای شهر محسوب می شود؛ راهبردی که با الگوهای توسعه پایدار در منطقه ای چون گرگان نیز سازگاری بیشتری دارد؛ این استراتژی در محدوده مرکزی شهر گرگان و در چرخه مصرف بافت شهری قویاً باید در دستور کار قرار گیرد و زمینه ی لازم برای جا به جایی و انتقال و آزادسازی دهها هکتار اراضی با کاربری نامناسب، بلا استفاده، نامتناسب، مزاحم و یا غیر ضروری(در مرکز شهر) همچون دخانیات، باغ کنسولگری، لشکر 30 پیاده گرگان و حتی فرمانداری و هلال احمر فراهم شود؛ تأکید بر انتقال و آزاد سازی اراضی مرکز شهر گرگان بدان جهت است که بخش مرکزی شهر پهنه ای چندکارکردی(تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، ترافیکی، اداری – سیاسی و کالبدی – فضایی) است که عمده عملکردهای مهم و برتر شهری را در خود جای داده است و از این نظر نسبت به سایر نقاط، نقش بیشتری را در عرصه ی کارکردی ایفا می کند و با توجه به دامنه عملکردی بالا با تنگناها و نیازهای اجتناب ناپذیری روبروست که این نیازها گاهی تنها با انتقال و تغییر کاربری مرتفع می شوند.

دوم مقوله چگونگی مدیریت نواحی مرکزی و بافت مرکزی شهر است که از منظر برنامه ریزی شهری بسیار قابل توجه و مهم است؛ کمتر محقق مسائل شهری است که نسبت به مسائل بخش مرکزی و جایگاه آن در ساختار اقتصادی، اجتماعی، فضایی – کالبدی و در کل در ساختار عملکردی شهر بی توجه باشد چرا که با وجود پیشرفتهای تکنولوژیکی، مرکز شهر همچنان به عنوان مکانی جاذب برای بسیاری از کارکردهای شهری عمل می کند که دیگر نقاط شهر فاقد این توان هستند بنابراین برای بهره وری بیشتر از برخی پتانسیل های منحصر بفرد مرکز شهر و از طرفی حل بسیاری از مشکلات و تنگناهای بخش مرکزی و دست یابی به تعادل مناسب بین کاربری های مختلف و جلوگیری از غلبه یافتن کارکردهای خاص و تخصصی شدن بیش از حد در بعضی از کارکردها به ناچار باید بخش مرکزی در کانون توجه قرار گرفته و برنامه هایی چون انتقال کاربریها و فعالیتهای تشدید کننده ترافیکی، جا به جایی، تغییر کاربری و پالایش به خصوص در رابطه با مصادیق ذکر شده از اولویت های اصلی برنامه های توسعه مرکز استان باشد.

سوم، مسئله پایین بودن سرانه ی فضاهای فرهنگی، فضاهای سبز و فضاهای تفریحی و ضرورت تغییر کاربریهای مزاحم متناسب با نیاز محدوده مرکزی به خدمات در سطوح متفاوت در گرگان مطرح است؛ شهری که از مرکز استان شدن تنها جمعیت بالا و در نتیجه تنزل سرانه های عمومی و ... عایدش شده و این خلاً را در ناحیه مرکزی تنها با از میان برداشت کاربری های نامناسب همچون دخانیات می توان جبران نمود تا تنفس گاههای مناسبی در پرازدحام ترین نقطه شهر ایجاد شود و با توجه موقعیت مناسب اراضی مذکور و مجاورت آن با پارک شهر، تالار و کاخ موزه گرگان می تواند ایجاد یک مرکز فرهنگی – تفریحی را در مرکز گرگان نوید دهد.


چند نمونه از تجربیات موفق انتقال

واگذاری پادگان قلعه مرغی تهران به شهرداری و تبدیل آن به مجموعه ای تجاری- فرهنگی که از مدتها پیش در دستور کار شهرداری تهران می باشد و انتقال کشتارگاه تهران به خارج از شهر و احداث فرهنگسرای بهمن(نخستین فرهنگسرای تهران که در جنوب پایتخت پرپا شده است) در مکان سابق کشتارگاه، نمونه هایی موفق از انتقال و تغییر کاربریهای بزرگ در کشور ماست ضمن آنکه بسیاری از مراکز استانهای کشور نیز برای انتقال پادگانها، زندانها، کاربریهای نامتناسب، غیر لازم و غیر ضروری اینک عزم خود را جزم نموده اند که امید است شاهد مجموعه ای از این اقدامات مشابه و مؤثر در گرگان تاریخی نیز باشیم.

یادداشت آرشیوی مرتبط:

انتقال پادگان لشکر 30 گرگان، فرصتی برای توسعه درون زای شهری


لینک انتشار اختصاصی این یادداشت در سایت خبری - تحلیلی شمال فردا

 

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سرنوشت مبهم میراث تاریخی یک شهر

پس از آنکه در سال گذشته طرح نوسازی بافت فرسوده گرگان!!! در نتیجه ی اعتراضات و انتقادات متعدد متخصصان و همچنین حامیان بافت تاریخی گرگان دوبار پیاپی توسط کمیسیون ماده 5 متوقف شد سرانجام بنا به تشخیص برخی مراجع مقرر شد تا تهیه کننده طرح مذکور که شرکت مهندسین مشاور خودآوند می باشد پیش از ارائه و تصویب نهایی طرح، به نظر خواهی از منتقدان و حتی الامکان اعمال نظرات آنان در طرح بپردازد؛ به همین منظور عصر پنج شنبه هفته گذشته در مجموعه تاریخی تقوی جلسه ای با حضور تنی چند از مسئولان میراث فرهنگی، اعضای شرکت مشاور خودآوند و تعدادی از حامیان بافت تاریخی گرگان برگزار شد و طرفین به بحث و تبادل نظر پرداختند.  

مدیریت و مجموعه عوامل شرکت خودآوند مدعی هستند که از ابتدا دغدغه ها و دیدگاههای مشابه و یکسانی با حامیان بافت تاریخی داشته و طرح را نیز با ملحوظ داشتن همان دیدگاههای مشابه تهیه نموده اند. اعضای خودآوند می گویند: طرح ارائه شده برای بافت های حاشیه ای و پیرامون شهر از طرح نوسازی بافت تاریخی مجزاست و نحوه ی مداخله نیز متفاوت خواهد بود. به اعتقاد مشاورین خودآوند، طرح ارائه شده توسط آنان هیچگاه تخریب بافت تاریخی گرگان را در پی نخواهد داشت و علت اعتراضات حامیان بافت تاریخی را نیز سوء برداشت و عدم درک صحیح از طرح عنوان می نمایند!!! آنها ضمن دفاع از ورود غیرقانونی شرکت عمران و مسکن سازان به مسائل بافت تاریخی، اجرای طرح تهیه شده را تنها راه جلوگیری از اضمحلال و زوال بیشتر بافت تاریخی دانسته و معتقدند که فرسودگی بافت تاریخی گرگان را نیز نمی توان انکار نمود!!!  

مجموع موارد عنوان شده توسط شرکت خودآوند برای حامیان بافت تاریخی قانع کننده نبود و آنچه که در این نوشتار می آید به نوعی نقد دیدگاه های غالب مشاورین خودآوند درباره طرح نوسازی بافت قدیم و تاریخی می باشد که پس از استماع نظرات آنان در جلسه ی هفته ی گذشته توسط نگارنده، در ادامه مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

بافت تاریخی گرگان

آیا بافت تاریخی گرگان، فرسوده است!؟

در ادبیات شهرسازی، عبارتهای بافت تاریخی و بافت فرسودهفراوان به کار می روند و دستورالعمل‌های خاصی برای مواجهه با هر کدام از آنها وضع گردیده است. در عین حال، علی‌رغم آنکه رویکردهای مواجهه با هر کدام از این بافتها با دیگری تفاوتهای اساسی دارد اما در بسیاری موارد، تبیین واضحی از مفهوم این عبارات نشده و در پاره‌ای موارد، بافتهای تاریخی با رویکردهای مربوط به بافت فرسوده مورد مداخله قرار گرفته و بدین سبب، موجودیت آنها در معرض تهدیدهای جدی قرار می‌گیرد. اختلاط این دو مفهوم، زمینة بروز تناقضات و سوء برداشتهایی را فراهم خواهد آورد و آسیبهای ناشی از عدم تمایز این دو مفهوم از یکدیگر غالباً متوجه بافتهای ارزشمند و تاریخی خواهد شد.

بسیاری معتقدند تعمیم بافت فرسوده به نحوی که مفاهیم بافت تاریخی و ارزشمند را در خود مستحیل نماید می تواند گونه ای قلب معنا به طور عامدانه باشد؛ چرا که با تکرار عنوان فرسوده، بافت‌های تاریخی در اذهان عمومی به عنوان موجودیتی فاقد ارزش و حتی به عنوان یک محدودیت و تهدید در برابر رشد و توسعة شهری نقش خواهد بست. با تسری چنین ذهنیتی، سخن گفتن دربارة ضرورت حفاظت از بافتهای تاریخی، تا حدود زیادی ناکارآمد و فاقد اثر خواهد بود. بنابراین لازمست در وهلة نخست نسبت به تبیین، اصلاح و بازپیرایی مفاهیم مذکور در اذهان عموم اقدام نمود، که اگر چنین امری واقع شود نیازی به استدلال دربارة ضرورت حفاظت از بافتهای تاریخی نخواهد بود و موضوع، ناگفته مبرهن خواهد بود. مهمترین معیارها و شاخص‌های ارزشگذاری بافتهای تاریخی عبارتند از : قدمت، وحدت، اصالت تاریخی و معماری و عدم مداخله، حیات اجتماعی و اقتصادی، ارزشهای معماری و بداعت و غنای الگوها، ارزشهای تاریخی و خاطرات جمعی، ارتباط با طبیعت و همسازی با بستر طبیعی و از سوی دیگر براساس نظر شورای‌عالی شهرسازی 3 معیار ریزدانگی، قدمت بنا و دسترسی مواردی هستند که متخصصین همواره به آنها استناد می کنند. در این میان برخی اعضای شرکت خودآوند با نامناسب دانستن معیارهای مذکور بافت تاریخی گرگان را فرسوده می انگارند. چنانچه حتی اگر بپذیریم که معیارهای فوق از جامعیت لازم برخوردار نیستند باید به دنبال بکارگیری شیوه های نوین ارزشگذاری بافت های شهری بود؛ به عنوان مثال به موازات معرفی شاخصهای تعیین مناطق فرسوده فوق الذکر، مدل ترکیبی سلسله مراتبی(AHP) و سیستم اطلاعات مکانی یکی از جدیدترین و کاراترین روشهاست که بر این اساس وزن دهی و تبدیل شاخصهای با ماهیت متفاوت به شاخص یکسان، اولویت بندی و ترجیح شاخصها نسبت به یکدیگر و اولویت بندی شاخصها با توجه به گزینه ها و در نهایت اولویت بندی فضایی بلوکها، قطعات و محلات صورت می گیرد. ای کاش بکارگیری تکنیکهای جدید در مرحله مطالعات ملاک عمل می شد تا به نحوی شتابزده، بافت تاریخی، فرسوده تلقی نمی شد. مواردی که به عنوان مبانی و معیارهای ارزشگذاری بر بافت‌های تاریخی بیان گردید، در حقیقت می‌توانند بعنوان معیارهایی برای ارزیابی صحت و سقم و میزان درستی رویکردها و اقدامات مداخله در این بافتها نیز تلقی گردند. به عبارت دیگر اقداماتی که در راستای ابقا و تقویت معیارهایی از این قبیل در بافت‌های تاریخی جهت‌گیری نموده باشند، اقدامات مثبت و سازنده بوده و مداخلاتی که در جهت تضعیف و یا امحای هر یک از این ارزشها و زوال این معیارها در بافت قرار گیرند، بدون تردید نیاز به بازنگری و تغییر خواهند داشت.

طرحهای پیشگام با نگاه صرفاً اقتصادی

در طرح پیشنهادی ارائه شده لکه هایی به عنوان طرحهای پیشگام- پروژه های ریزمقیاس ساخت و ساز اما با دیدگاه طراحی نوگرایانه با گسست کامل از گذشته- در نظر گرفته شده است؛ به نظر مهندسین خودآوند برای غلبه بر پدیده فرسودگی، باید از طریق اجرای پروژه های پیشگام در گوشه و کنار بافت، بازار سرمایه گذاری و ساخت و سازها را در بافت رونق بخشید و به تحرک واداشت تا با ایجاد و افزایش "حاشیه سود" فعالیت ساختمانی و بازار معاملاتی در بافت رونق گیرد. (به نقل از خودآوندنامه نشریه داخلی شرکت خودآوند) این نگاه صرفاً اقتصادی به معنای آسیب جدی به کالبد بافت تاریخی خواهد بود و به دنبال آن با افزایش طبقات و انبوه سازی در بافت علیرغم آنکه مشاور، محدوده ای را به عنوان محدوده حفاظتی و مرمتی در نظر گرفته لیکن با توجه به عدم اطمینان کافی نسبت به عملکرد برخی دستگاههای ذی مدخل و وجود احتمالی برخی افراد و گروههای فرصت طلب بیم آن می رود که بافت تاریخی دستخوش تغییرات و صدماتی جدی شود. در این رابطه ارائه دهندگان طرح تأکید دارند که با لحاظ نمودن برخی ضوابط و اعمال برخی کنترلها می توان از تبعات ناخوشایند آن جلوگیری نمود در حالی که تعدادی دیگر از کارشناسان و همچنین حامیان بافت تاریخی معتقدند که اجرای این طرح چه از نظر جمعیتی و چه از حیث برنامه ریزی شهری مسائل و مشکلات عدیده ای را در مجموعه بافت تاریخی در پی خواهد داشت که صاحب این قلم در این زمینه نیز با حامیان بافت تاریخی هم عقیده است.

در حوزه ی مسائل مرتبط با بافت قدیم، بافت تاریخی، فضاهای کهن و حتی بافت های قدیمی که فرسودگی کالبدی آنان کاملاً آشکار است دو گرایش و دیدگاه عمده وجود دارد : کارکردگرایی و فرهنگ گرایی. در دیدگاه کارکردگرایی اولویت با مقولات اقتصادی بوده و محتوای فرهنگی از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و در دیدگاه فرهنگ گرایی برعکس، شرایط و ارزشهای فرهنگی عامل غالب در شکل دهی فضا تلقی می شوند. دیدگاه کارکردگرا فضاهای شهری کهن را از دید مصرفی نگریسته، پس به دگرگونی آن اعتقاد دارد، در حالی که دیدگاه فرهنگ گرا امر به حفاظت می نماید. دیدگاه کارکردگرا معمولاً با انقطاع گرایی، به معنای قطع روند تاریخی و دیدگاه فرهنگ گرا با تداوم گرایی، به معنای ادامه این روند همراه است. از نگاه نگارنده درباره بافت تاریخی گرگان حتی با تلفیق دو دیدگاه فوق و اتخاذ رویکردی بینابین و مبتنی بر واقع گرایی هم می توان به نتیجه ی مطلوبی دست یافت اما به نظر می رسد دیدگاه غالب مشاورین و مجریان طرح نوسازی صرفاً دیدگاهی کارکردگرایانه است و این همان عاملی است که آینده بافت تاریخی و ارزشمند گرگان را در هاله ای از ابهام قرار می دهد.

یادداشت های آرشیوی مرتبط:

تخریب بافت تاریخی گرگان به بهانه نوسازی

سایه سنگین تخریب، بر سر بافت تاریخی گرگان


لینک انتشار اختصاصی این یادداشت در سایت خبری - تحلیلی شمال فردا

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم