گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

گذری بر نماد زنده تاریخ کهن استرآباد

تپه ی تاریخی قلعه خندان در محدوده ی غربی شهر گرگان و در مجاورت بلوار الغدیر با چشم اندازی زیبا، از آن دست آثار کم نظیر تاریخی است که به شرط آزادسازی کامل حریم، تکمیل راههای دسترسی و ارتباطی و رفع برخی نواقص موجود، ایجاد حصاری ایمن و مطمئن و فراهم آوردن امکانات و زیرساختهای لازم همچون پارکینگ، پیاده روهای مناسب، فضای سبز، سرویس بهداشتی و . . . و تجهیز آن به سایر امکانات تفریحی می تواند به عنوان یک جاذبه توریستی کم نظیر در کانون توجهات گردشگران قرار گیرد.

 آن طور که در اسناد تاریخی بیان گردیده تپه ی مذکور در دوره ی باستان، قلعه ای تدافعی بوده که 12 برجک دیده بانی پیرامون آن را احاطه می کرده است و در عصر اشکانیان، آکروپل استرآباد بر روی آن قرار داشته است. وجود یک معبر مخفی زیرزمینی حدفاصل محوطه ی باستانی قلعه خندان تا شهر استرآباد و امکان ذخیره ی آذوقه و مواد غذایی در آن معبر یکی از ویژگیهای شگفت انگیز این اثر تاریخی پر راز و رمز محسوب می گردد. علاوه بر این یکی از بناهای با ارزش دوره صفویه به نام قدمگاه خواجه خضر در دامنه ضلع شرقی این قلعه قرار دارد و در گذشته نیز قبرستان بزرگی در کنار آن قرار داشته است. این یادگار کهن که با شماره ی 1701 در سال 1364 در فهرست آثار ملی ثبت گردیده است در نوشته های مورخین و سیاحان نیز همواره مورد توجه بوده که از آن جمله می توان به توصیف این جاذبه ی تاریخی در سفرنامه ی مشهور رابینو اشاره کرد. 

متأسفانه کم توجهی نهادهای مسئول در طی دهه های گذشته و عدم وجود طرح و برنامه ای مصوب برای احیاء قلعه خندان، زمینه ساز اتفاقات ناگواری در محدوده ی این اثر ثبت شده ی تاریخی گردید که تجاوز برخی حاشیه نشینان به حریم آن و همچنین تبدیل این مکان به پناهگاهی امن برای بزهکاران و تجمع معتادان در این تپه تاریخی مواردی است که نهایتاً متروکه شدن و تخریب تدریجی این اثر را در پی داشته است.(رجوع شود به گزارش و تصاویر خبرگزاری مهر در شهریور ماه سال جاری)

اینک پس از گذشت سالها، شهرداری گرگان قصد احیاء این تپه تاریخی و تبدیل آن به پارک موزه را دارد که ظاهراً مطالعات اولیه آن نیز صورت پذیرفته است. بر اساس اعلام معاونت عمرانی شهرداری، مساحت کل این پارک موزه حدود 3.5 هکتار تعیین گردیده و فضاهایی چون مکان بازی، فضای سبز، آلاچیق، چایخانه سنتی، تلسکوپ، یادمان مشاهیر گرگان، غرفه های نمایشگاهی(صنایع دستی) و سکوهایی جهت بازدید از اشیاء و دیوارهای تاریخی موجود قلعه در آن جهت استفاده شهروندان و گردشگران مهیا خواهد گردید.

بی گمان اجرای طرحهایی همچون احداث پارک موزه در تپه تاریخی قلعه خندان و اقداماتی نظیر آن در سایر نقاط مستعد شهر، اقدامی شایسته تقدیر و مثبت تلقی می گردد که ضمن کمک به حفظ هویت و اصالت تاریخی شهر و جبران بخشی از کمبودها و نارساییهای موجود در بخش گردشگری، سبب خواهد شد تا اندکی از آسیبها و فشار وارده بر سایر تفرجگاههای شهر گرگان کاسته شود. در این بین آنچه که در خور توجه و حائز اهمیت می باشد آن است که شهرداری گرگان بدون آنکه سایر دستگاهای اجرایی ذیربط، مشارکت و مساعدت قابل توجهی را به عمل آورند همچون سایر موارد مشابه، باز هم به تنهایی بار سنگین پروژه هایی از این قبیل را (خصوصاً در فرآیند آزادسازی حریم)با اتکای به منابع درآمدی محدود خود که غالباً از طریق عوارض پرداخت شده توسط شهروندان گرگانی و  . . . تأمین می گردد به دوش خواهد کشید. به هر حال امید است که پروژه ی پارک موزه قلعه خندان، همچون برخی طرحهای دیگر پس از مدتی به حال خود رها نگردد و پس از طی مرحله ی مطالعات تکمیلی و  انجام عملیات اجرایی، افتتاح این پروژه ی اثرگذار هرچه سریعتر صورت پذیرد.


نویسنده : احسان ارشاد : ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

16 آذر؛ یادآور خاطره ای شیرین و رویدادی تلخ

بدون شک یکی از به یاد ماندنی ترین و شاخص ترین ایام در تاریخ معاصر گرگان زمین، شانزدهم آذر ماه سال ١٣٧۶ می باشد که نقطه ی عطفی از جهات گوناگون محسوب می گردد. در آن روز پس از یک دوره ی طولانی، سرانجام آرزوی دیرینه ی مردمان این منطقه تحقق یافت و با انتزاع بیش از دو پنجم مازندران، استانی جدید به مرکزیت گرگان تشکیل گردید. رخدادی که نوید بخش توسعه و آبادانی بیش از پیش منطقه ی تاریخی و مستعد گرگان بود و امیدی تازه برای توسعه ی پایدار و محرومیت زدایی از این دیار.

هر چند که به واسطه ی همت بلند و تلاش مستمر مورخان گرگانی، سطح آگاهی و دانش تاریخی ساکنان گرگان و استرآباد به نحو چشمگیری ارتقاء یافته اما ناگزیر با هدف بیان آنچه که مقصود و انگیزه ی اصلی این نوشتار در آن نهفته است، نخست، چکیده ای از شواهد، شرایط و زمینه های تاریخی و جغرافیایی مرتبط بیان می گردد.   

همان طور که می دانیم و پیش از این نیز مورخ و گرگان پژوه ارجمند دکتر اسداله معطوفی مکرراً در آثار ارزشمندشان ذکر نموده اند منطقه ی گرگان از قرنها پیش همواره از ایالات نامدار و بزرگ میهن ما بوده و در بیشتر ادوار تاریخی استقلال خود را حفظ نموده است تا آنکه در سال ١٣١۶ شمسی به محدوده مازندران(و البته به طور صحیح تر به استان دوم) منضم شد و  در سال ٧۶ پس از ۶٠ سال دوباره هویت مستقل خود را بازیافت. همواره نام این ایالت، گرگان (و معرب آن جرجان) بوده، که به فرس پهلوی به آن ورکان یا ورکانه (vurkan) و در تلفظ یونانی به آن هیرکانیا (hyrcania) می‌گفتند. محدوده جغرافیایی ـ سیاسی که امروز استان ما را در بر می گیرد، همان «ساتراپ وهرکان» عصر هخامنشی است که در متون اوستائی مثل وندیداد و در کتیبه بیستون در بند ۴ ستون ١۶ از آن نام برده شده، که گاه به نام وهرکانه و هیرکان (به یونانی) در متون تاریخی از آن یاد شده است. بنابراین استان کنونی ما همان ایالت یا ساتراپ وهرکان، هیرکان و وهرکانه عهد ایران باستان است که پس از ورود اعراب آنرا ایالت جرجان نامیدند. این ایالت مرکزش تا عهد زیاریان (قرن ۴ هـ . ق) شهر جرجان بود که هم اکنون خرابه‌های آن در حاشیه غربی شهر گنبد باقی است. بعدها از حدود قرن ۶ ـ ٧ هـ شهر استراباد جایگزین شهر جرجان  و تختگاه ایالت گرگان شد. گرگان فعلی یا استراباد سابق در زمان تغییر نام استرآباد به گرگان(دوره ی پهلوی اول) تنها شهر آباد، بزرگ و دارای آوازه ی تاریخی در این منطقه بود به همین جهت در تقسیمات سیاسی و کشوری عهد رضا شاه در سال ١٣١۶ خورشیدی به پاسداشت نام گرگان قدیم(که قرنها پیش مخروبه و متروکه شده بود) استراباد را گرگان نامیدند. در سال ١٣١۶ که تقسیمات کشوری به کلی دگرگون گردید ایران به ١٠ استان منقسم گردید و نام استانها نیز به ترتیب استان اول، استان دوم، استان سوم و . . . نهاده شد. شهرستان گرگان در استان دوم جای گرفت و نکته ی جالب توجه آنکه این شهرستان(گرگان) تقریباً کل استان فعلی ما را شامل می شد.

با توجه به توضیحات فوق سه نتیجه ی مهم استنباط می گردد:

١)نام پر آوازه ی گرگان همواره در طول تاریخ و بی چون و چرا و به اشکال مختلف(اعم از گرگان، جرجان، وهرکانه و . . .) بر استان و منطقه ی ما اطلاق می شده است و تمامی اقوام حاضر در ادوار مختلف تاریخی با آن مأنوس گشته بودند.

٢)با تأکید مجدد بر آنکه علاوه بر شهر گرگان قدیم و یا جرجان(در شرق استان)همواره کل منطقه نیز گرگان نامیده می شده است نتیجتاً نمی توان نام گرگان را به لحاظ سابقه ی تاریخی تنها در انحصار محدوده جغرافیایی شهر باستانی جرجان قرار داد.

٣) همچنین شایان توجه است که استرآباد خود شهری است تاریخی و باستانی که گویا بسیاری از مورخان، زادراکرت یا زادراکارتای باستان را با استرآباد تطبیق داده اند و گذشته از آن، آثار تاریخی و تپه های باستانی در محدوده استرآباد نمایانگر هویت اصیل تاریخی این شهر می باشد. یادآوری این نکته بدان جهت بود که برخی گمان نکنند استرآباد عظمت و شوکت تاریخی خود را تنها مدیون نام تاریخی گرگان است و از خود هیچ ماهیت مستقلی ندارد.

جمیع شرایط و زمینه های تاریخی فوق به انضمام موقعیت و ویژگی های خاص منطقه ی گرگان از بعد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ژئوپلیتیک و توانمندی های بلقوه ی فراوان چه به لحاظ منابع طبیعی و چه از حیث نیروی انسانی و همچنین ضرورت اصلاح تقسیمات کشوری در محدوده ی استان مازندران و دهها دلیل دیگر سبب شد که تفکیک منطقه ی شرق مازندران و تأسیس استانی به مرکزیت گرگان به خواست و اولویت اول مردم گرگان تبدیل شود که برای تحقق این هدف، نخبگان و فرزندان استرآباد از حداقل بیش از ۴٠ سال پیش مسیری بس دشوار را طی نمودند؛ از برگزاری همایشهای علمی و جلسات گوناگون گرفته تا طرح این مسئله در نشریات و رسانه های مختلف و همچنین چانه زنی و رایزنهای متوالی و مستمر با مسئولین مربوطه در سطوح کشوری و منطقه ای تا آنکه به این خواسته مهم پس از سالها جامه ی عمل پوشانده شد و سرانجام لایحه پیشنهادی وزارت کشور مبنی بر تأسیس استان گرگان در جلسه ی مورخ ١٣٧۶/۴/١ هیأت وزیران تصویب و جهت طی تشریفات قانونی در دوره پنجم مجلس ارائه گردید. هدف این لایحه بهره برداری بهتر از امکانات و موقعیتهای موجود و انسجام مدیریت در منطقه، ذکر گردیده بود. همچنین کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور و کمیسیونهای امور اداری و استخدامی و امور برنامه و بودجه در مجلس نیز ‌لایحه استان گرگان را به تصویب رسانیدند.

روایتی از یک تغییر نام غیر کارشناسانه

در اثنای تصویب و تشکیل استان گرگان و آن همه شور و شادی مضاعف، ناگهان انتشار خبری همگان را در بهتی عظیم فرو برد و آن خبر این بود که بیست و هشتمین استان کشور با نام استان گلستان در مجلس به تصویب نهایی رسیده و با همین نام به دولت ابلاغ خواهد شد. این خبر خصوصاً برای پژوهشگران و آنان که از مختصات، پیشینه و حقایق آشکار تاریخی و منطقه ای آگاه بودند بسیار دردآور بود. چرا که نام تاریخی و ریشه دار از نظر ملی، مذهبی، فرهنگی گرگان با تأسف فراوان جای خود را به نامی چون گلستان داده بود که هر چند از نظر لغوی زیباست اما فاقد هرگونه توجیه تاریخی و فرهنگی بود. در حقیقت عده ای با ممانعت از نهادن نام تاریخی گرگان بر استانمان بدون ارائه ی هیچگونه ی مستندات متقنی، بی جهت بر طبل مخالفت کوبیدند و صرفاً با بیان این جمله ی عجیب و حیرت انگیز که "استان ما فقط منحصر به شهر گرگان نیست!!!" حقایق تاریخی بیشماری را به فراموشی سپرده و با این رفتار غیرمنصفانه، واقعیات چندهزار ساله ی تاریخی را منکوب نمودند. جدای از تمامی این مباحث، آن عزیزان محترم ظاهراً این نکته را نیز از یاد برده بودند که نام ١٣ استان کشور با نام مراکز آن استانها یکسان است که حتی در بین آنان استانهایی جدید التأسیس و یا حداقل استانهایی که پس از پیروزی انقلاب تشکیل شده اند چون قزوین، قم، اردبیل، بوشهر و . . . به چشم می خورند.  

نام پرطنین گرگان همواره بر عارضه های گوناگونی چون شهر گرگان، خلیج گرگان، دشت گرگان، جلگه ی گرگان و گرگانرود اطلاق می گردیده و همچنین به گواه نقشه های تاریخی، دریای خزر نیز زمانی دریای وهرکانه یا گرگان نامیده می شده و همین طور بسیاری از دانشمندان و مفاخر این سرزمین با پسوند "گرگانی" شناخته می شوند بزرگانی چون فخرالدین اسعد گرگانی، ابوسلیک گرگانی، حکیم جرجانی، لامعی گرگانی، میرسیدشریف گرگانی و . . . به راستی نام گلستان(به جز پارک ملی گلستان)، تداعی کننده ی کدام یک از مشاهیر و مفاخر علمی، عارضه های طبیعی و جغرافیایی و ویژگیهای منحصربه فرد تاریخی و منطقه ای ماست؟

شاید عده ای بر راقم این سطور خرده بگیرند و توصیه نمایند که پس از گذشت ١٣ سال از آن رویداد تلخ، حال دیگر وقت همدلی و اتحاد فرا رسیده و فصل این سخنان به سر آمده!!! اما واقعیت آن است که ورای نادیده گرفتن استنادات و استدلالات محکم تاریخی (که قطعاً پیش روی نسلهای آینده ی ما علامتهای سئوال و ابهامات فراوانی را برجای خواهد گزارد)، از نگاه نگارنده این تغییر نام غیرکارشناسانه برای گرگان مسائل و مشکلات عدیده ای را به دنبال داشته و به عبارت صحیح تر آن اتفاق ناخوشایند مقدمه ای شد برای وقوع چالشها و تنگناهایی بزرگتر و همان طور که پیش از این نیز وعده داده شد این مسائل در آینده مورد بحث و مداقه ی علمی قرار خواهند گرفت.

یادداشت آرشیوی مرتبط در گرگان امروز:

از خلیج ع ر ب ی تا خلیج میانکاله! ! !

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

گرگان و سیمای ناموزون شهری

سیما و منظر شهری بخشهایی از فضاهای عمومی قابل دید شهری شامل: فضای سبز، فضاهای شهری، مبلمان شهری، تابلوها و تبلیغات شهری و محیطی و نمای ساختمانهاست. نابسامانی سیما و مناظر شهری در گرگان مسئله ای کاملاً ملموس است و می توان گفت نماهای التقاطی وارد شده به شهر، با هویت اصیل تاریخی گرگان متناقض است. نامناسب بودن سیمای شهری، علاوه بر کاهش جاذبه برای حضور گردشگران، مطمئناً تأثیر منفی در سلامت روانی شهروندان نیز دارد. در باب اهمیت ارتقاء منظر شهری همان بس که به اعتقاد تمامی صاحب نظران، منظرسازی می‌تواند در ایجاد شهرهای سالم و حرکت به‌سوی توسعه پایدار مفید واقع شود؛ چرا که اصول پایداری، بر پاکیزگی در شهرها و توجه به تنوع زیستی و محیط زیست تأکید می‌نماید و منظرسازی و بهبود سیمای شهری می‌تواند تا حدود زیادی پاسخگوی این نیاز باشد.

یکی از مشهورترین نظریه پردازان در حوزه ی سیما و منظر شهری «کوین لینچ» می باشد. وی یکی از بنیانگذاران ساختار ذهنی از شهر است یعنی دخالت ذهن در ادراک شکل شهر را بسیار مهم می داند. از این رو درکتاب خود "سیمای شهر" ابتدا سه حوزه را مشخص می کند: 1)عوامل متحرک شهر 2)عوامل ثابت شهر 3)ناظر(آدمیان). مهمترین مفهوم از نظر او (مفهوم خوانایی) است یعنی بتوان به آسانی اجزای شهری را شناخت و بتوان آن ها را در ذهن در قالبی به هم پیوسته به یکدیگر ارتباط داد. در واقع لینچ شکل شهر را مانند متنی فرض می کند که باید بتوان آن را خواند. این "خوانایی" باید به شهرنشینان کمک کند تا خود را در فضا باز یافته و در آن احساس ایمنی کنند. همچنین مفهوم مهم دیگر از نظر لینچ "تصویر شهر" است که باید به ناظر، احساس امنیت دهد و باعث بوجود آمدن رابطه موزون بین خود شخص و جهان خارج شود. وی تأکید می کند که 5 عامل در شکل گیری سیمای شهر در ذهن مردم دخالت دارند: 1)راه: عاملی که با استفاده از آن حرکت، بالفعل یا بالقوه می شود و باید خصوصیات متمایز بودن با استفاده از نوع جنس سنگ فرشها، چراغها، باغ سازی، ساختمانهای چشمگیر، روشن و واضح بودن مسیرهای حرکت، جهت قائل شدن برای راهها و کیفیت راه را داشته باشد. 2)لبه: عامل خطی که به دید ناظر با راه تفاوت دارد. شکافی در امتداد دو قسمت پیوسته شهر. سیمای لبه باید واجد خصوصیات مشخص و دو محله نزدیک را به هم پیوند دهد. 3)گره: نقاط حساس شهر بیشتر محل مبدأ و مقصد حرکت نظیر پایانه ها و. . . 4) محله: قسمت هایی از شهر که به سبب خصوصیات مشترک قابل شناخت باشد و سیمای درون آن متمایز با سایر محله ها باشد و  این تمایز در سرتاسر محله وجود داشته باشد. 5)نشانه ها: نقاط عطف در شهر هستند و عوامل تشخیص قسمت های مختلف در شهر که ناظر به درون آنها راهی پیدا نمی کند. مهمترین خصوصیت آن بی نظیر بودن، منحصربه فرد بودن، فرمی واضح و روشن داشتن است.

با ذکر مقدمه ی نسبتاً طولانی فوق در خصوص اهمیت مبحث سیمای شهری و وضعیت نامناسب آن در گرگان باید در نظر داشت که بخشی از این مشکل به سیاست های ساخت و ساز وزارت مسکن و شهرسازی  و شهرداری برمی گردد و بخشی دیگر به ساختار مالکیت زمین در شهر. سیمای شهر با وجود آن که نخستین جلوه از شهر است که در ذهن و حافظه شهروندان و گردشگران و سرمایه گذاران باقی می ماند اما سال هاست که از چشم برنامه ریزان و مدیران شهری در گرگان دور مانده است و هنوز برنامه جامعی برای آن وجود ندارد. در واقع می توان گفت که سیما و منظر شهری مقوله‌ای است که در شهر گرگان بسان دیگر شهرهای کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است به نحوی که هر روز در گذر از معابر شهر و با نگاهی به اطراف می‌توان وضعیت پریشان سیمای شهری را مشاهده کرد. ناهماهنگی بین ابعاد و ارتفاع ساختمان‌ها، استفاده از الگوهای طراحی و مصالح و رنگ معابر متفاوت و ناهمگون در عناصر دخیل در سیمای شهر، نماهای ساختمان های مغشوش و ناهمخوان با یکدیگر، از جمله مصادیق این موضوع هستند که چهره‌ای نازیبا به شهر بخشیده اند. همین طور مسائلی چون پایین بودن سرانه ی سطوح و فضای سبز و مشکلات مربوط به مبلمان شهری و . . . که در جای خود قابل طرح و بررسی می باشند. دستگاه‌های متولی این امر یا در اثر غفلت و یا به خاطر درگیری با مسائل دیگری که اولویت بیشتری برای آنها قائلند از ساماندهی سیما و منظر شهر و هویت بخشی به آن چشم پوشیده‌اند. به نظر می رسد علی رغم تشکیل کمیته ای تحت عنوان کمیته سیمای شهری با همکاری شهرداری گرگان، سازمان نظام مهندسی و چند نهاد دیگر از حدود 2 سال پیش، این کمیته توفیق چندانی در این خصوص نداشته است هر چند که هرگونه کنکاش و اظهار نظر علمی در این رابطه نیازمند گذشت مقطع زمانی طولانی تری می باشد.

در بندهای 1 و 27 ماده 55 قانون شهرداری ها، شهرداری موظف به ایجاد خیابان ها، کوچه ها، میدان ها، باغ های عمومی، مجاری آب و توسعه معابر در حدود قوانین موضوعه و هرگونه اقدامی است که در حفظ نظافت و زیبایی شهر مؤثر است.

بند"ب" ماده 137 برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور، وزارت مسکن و شهرسازی را موظف کرده است تا ابزارها و راهکارهای قانونی ساماندهی سیمای شهری را ایجاد کند اما این وظایف در اجرا با موانعی روبرو بوده اند. همچنین در ماده 23 قانون نوسازی و عمران مصوب 1347 هم اختیار نظارت بر طرز استفاده از اراضی داخل محدوده و حریم شهر از جمله تعیین تعداد طبقات، ارتفاع و نماسازی و کیفیت ساختمان ها بر اساس نقشه جامع شهر و منطقه بندی آن بارعایت ضوابطی که از سوی شورای عالی شهرسازی تعیین و توسط وزارت کشور ابلاغ می شود بر عهده شهرداری ها گذاشته شده است بنابراین شهرداری ها با استفاده از اختیارات فوق مکلف به برنامه ریزی برای دستیابی به سیمای شهری مناسب و هماهنگ هستند.

از نظر نگارنده، شهرداری گرگان به دلیل مسائل و مشکلات مالی که(در راستای اجرای پروژه های بزرگ عمرانی و زیربنایی) با آنها مواجه است و حجم بالای کار، به سیمای شهر به عنوان اولویت اول نگاه نمی کند که یکی از نشانه های آن عدم اقدام جهت تأسیس سازمان پارکها و فضای سبز می باشد که یقیناً راه اندازی این سازمان تخصصی می تواند کمک شایان توجهی به بهبود وضعیت فضای سبز و به تبع آن مناسبتر شدن سیمای شهر نماید. متأسفانه در طی دهه ی گذشته شاهد افزایش فروش تراکم و تغییر کاربری به دلیل کمبود منابع درآمدی شهرداری گرگان بوده ایم و کاملاً واضح است که هرگاه فروش تراکم و تغییر کاربری(آن هم با روندی فزآینده) رویه ای برای کسب درآمد شهرداری شود در عمل سیما و منظر شهری دچار مسئله خواهد شد و البته تفاوت نگاه صاحب این قلم با سایرین آن است که نباید تنها شهرداری و مجموعه مدیریت شهری در گرگان را در این باره مقصر جلوه داد بلکه در صورت ریشه یابی دقیق درخواهیم یافت که برخی شیوه های مدیریتی و سیاستهای اتخاذ شده در قبال مرکز استان از جانب نهادهای گوناگون نیز در این خصوص منشأ اثر بوده که اگر مجالی بود بعدها به آن خواهیم پرداخت.

راه حل برون رفت از این وضعیت، تدوین اصول و ضوابط و مقررات نما و منظر شهری براساس ویژگی‌های فرهنگی و کارکردی مناطق مختلف گرگان، نظارت بر نماسازی ساختمان‌ها، و فرهنگ‌سازی و آموزش دست اندرکاران ساخت‌وساز و صاحبان حرف و شهروندان درخصوص اصول و ضوابط نماسازی است.

ملزم نمودن واحدهای تجاری در استفاده از رنگهای مشابه برای درب ورودی و یا نصب تابلوهایی با گرافیک و رنگ مشابه برای تمامی مطبهای پزشکان و یا رنگ آمیزی جداکننده های معابر از معدود اقداماتی است که انجام پذیرفته اما ساماندهی نماهای شهری گرگان با اولویت‌ نماهای فرسوده و خیابان‌ها و محورهای اصلی شهر، زیباسازی محیط شهری با استفاده گسترده و اصولی از رنگ و نور و دیگر مصالح و ابزارهای نوین، از جمله رنگ‌آمیزی فضاها، جداره‌ها و مبلمان شهر به صورت گسترده در هماهنگی با محیط جهت ایجاد حس امید و آرامش در شهروندان و ایجاد تعادل در منظر خیابان با استفاده از رنگ‌های مناسب برای ساختمان‌ها و واحدهای تجاری و اداری در لبه‌های اصلی شهر و منظم سازی تبلیغات و ساماندهی کاربری‌ها و انتقال کاربری‌های مزاحم و حفاظت و بهسازی بافت‌ها و بناهای با ارزش فرهنگی و تاریخی، از جمله تهیه طرح‌های موضعی ساماندهی بافت‌های تاریخی محلات شهر (که پیش از این به تفصیل راجع به آن بحث شد) محورهایی هستند که برنامه ریزی شهری برای ارتقاء و حفاظت اساسی از سیمای شهر برآنها تأکید دارد.


نویسنده : احسان ارشاد : ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تخریب بافت تاریخی گرگان به بهانه ی نوسازی!

بنا به نظر متخصصین معماری و شهرسازی، بافت تاریخی گرگان که دارای وسعتی بیش از 160 هکتار می باشد یکی از ارزشمندترین بافتهای تاریخی ایران و شاخص ترین بافت تاریخی در شمال کشور استکه در سال 1310 پیش از بافت تاریخی بسیاری از شهرهای ایران مانند یزد یا کاشان ثبت و تعیین حریم ساخت و ساز شده است. بافت قدیم گرگان بر اساس مطالعات صورت گرفته دارای مصوبه کمیسیون ماده پنج نیز می باشد و شامل محلات میخچه گران، سرپیر، نعلبندان، سرچشمه، سبز مشهد، درب نو، دوشنبه ای، میر کریم، میدان عباسعلی، باغ پلنگ، ملل و شیرکش است. تاریخ احداث بسیاری از ابنیه موجود در داخل این بافت تاریخی مربوط به قبل از سال 1300 بوده و از دوره های گوناگون تاریخی چون قاجار، زندیه، افشاریه و حتی سلجوقیان آثار و بناهای ارزشمندی به جا مانده است.


محدوده تقریبی بافت قدیم گرگان در نقشه طرح تفصیلی

انتشار خبر مربوط به طرح بازنگری نوسازی و بهسازی بافت فرسوده گرگان! ! ! در هفته های اخیر، موج وسیعی از اعتراضات را از جانب محققین، مورخین، کارشناسان، اساتید و متخصصین معماری و شهرسازی به همراه داشت. ظاهراً محدوده پیش بینی شده طرح نوسازی 260 هکتار است که کل محدوده 160 هکتاری بافت تاریخی گرگان به اضافه ی مناطقی چون امام رضا(ع)، کوی سجادیه و فردوسی را دربر می گیرد. اجرای طرح نوسازی در محدوده هایی چون سجادیه، فردوسی، و امام رضا به لحاظ علمی توجیه پذیر است اما متأسفانه در این طرح که تحت نظر شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری تهیه گردیده برای آثار و ابنیه تاریخی ارزشمند و قابل ثبت در فهرست آثار ملی، کاربری مسکونی و تجاری و خدماتی و . . .  و یا طرح تجمیع و نوسازی و بعضاً تخریب لحاظ شده است و دیدگاه غالب در این طرح صرفاً تخریب و نوسازی است در حالی که بافت قدیم گرگان به شدت نیازمند مرمت، بهسازی و باز زنده سازی می باشد.

یقیناً قراردادن محدوده تاریخی شهر در طرح نوسازی و معرفی بافت تاریخی به عنوان بافت فرسوده و  سپس تصویب و اجرای طرح، تعریضهای آنچنانی در سطح معابر بافت تاریخی و انجام ساخت و سازهای بلندمرتبه و افزایش طبقات و انبوه سازی و سایر جراحی های کالبدی چون ایجاد معابر شطرنجی و بر هم زدن ساختار ارگانیک و استخوان بندی بافت تاریخی و باز کردن بسیاری از بن بست های اصیل بافت، منجر خواهد شد که ضمن برهم خوردن روابط عملکردی و بروز معضلات ترافیکی و از بین رفتن ترکیب فضایی- کالبدی بافت، حریم آثار ارزشمند تاریخی و ثبتی نیز از بین رفته و به مرور هویت تاریخی چند هزار ساله استرآباد در این محدوده مخدوش گردد و نهایتاً بافت تاریخی گرگان متحمل خساراتی جبران ناپذیر خواهد شد. به عبارت ساده تر عملیات نوسازی و نهادن تیغ ساخت و ساز بر پیکره ی بافت تاریخی چون تیر خلاصی خواهد بود بر هویت تاریخی و معماری کم نظیر گرگان تاریخی. هر چند که پیش از این نیز زیر پا گذاردن حریم آثار تاریخی را در گرگان شاهد بوده ایم که احداث پارکینگ طبقاتی نعلبندان مابین 3 اثر ثبتی تاریخی یعنی مسجد جامع گرگان(با قدمت 1200 ساله)، خانه امیر لطیفی(موزه صنایع دستی) و بقعه ی میرکتولی نمونه ای از اهمال کاری مجموعه مدیریت شهری در قبال بافت تاریخی گرگان است.

تاکنون طرحهای گوناگونی جهت ساماندهی بافت قدیم گرگان تهیه گردیده که از آن جمله می توان به طرح روانبخشی محدوده امامزاده نور(1364 – 1361)، طرح بهسازی بافت شهری گرگان(1369 – 1364)، طرح بازسازی(تجمیع) گرگان(1373 – 1371) که در اصطلاح علمی به آن «شهرسازی تعویضی» می گویند، اشاره نمود. اما در هیچ یک از این طرحها کل محدوده بافت قدیم و یا تاریخی گرگان، فرسوده تلقی نگردیده بود و در واقع باید گفت این نخستین باری است که این بافت ارزشمند تاریخی این چنین مورد بی مهری قرار می گیرد.

به راستی مراد از بافت فرسوده چیست؟ چه بافتی را می توان دارای ارزش تاریخی دانست؟ و چه بافتی را می توان بافت کهن نامید؟

منظور از فرسودگی، ناکارآمدی و کاهش کارایی یک بافت نسبت به کارآمدی سایر بافتهای شهری است. فرسودگی بافت و عناصر درونی آن یا به سبب قدمت و یا به سبب فقدان برنامه توسعه و نظارت فنی بر شکل گیری آن بافت بوجود می آید، پیامد فرسودگی بافت که در نهایت به از بین رفتن منزلت آن در اذهان شهروندان منجر می شود، در اشکال گوناگون از جمله کاهش و یا فقدان شرایط زیست پذیری و ایمنی و نیز نابسامانی های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و تأسیساتی قابل دریافت و شناسایی است.

بافتهای کهن: بخشهایی از بافت‌های شهری را شامل می‌شود که حاصل ساخت و سازهای قبل از سال 1300 هجری شمسی بوده و عمدتاً خود سازمان یافته هستند. این بافتها علی‌رغم فرسودگیهای کالبدی، نشان‌دهنده هویت تاریخی شهرها و دارای ارزشهای مکانی، فضایی، تاریخی و اجتماعی هستند.

بافتهای فرسوده: بخشهایی از بافت‌های شهری که کیفیت‌های کالبدی و کارکردی آنها کاهش یافته و مختل گردیده است. فرسودگی بر دو نوع است فرسودگی کالبدی و فرسودگی عملکردی هرگاه فعالیت‌ها و کاربری‌ها پاسخگوی نیازها باشند ولی کالبد آسیب دیده باشد و یا نظام فعالیت‌ها بهم ریخته و کاربریها مختل گردد ولی کالبد حفظ شده باشد فرسودگی نسبی است و اگر هر دو نوع فرسودگی حادث شود کامل است.

بافت ارزشمند تاریخی: این بخش محدوده‌ایی را در بر می‌گیرد که ساختار و قسمت عمده‌ی اجزا و عناصر تشکیل‌دهنده‌ی آن اعم از ابنیه فضاها و گذرها دست‌نخورده باقی مانده و دارای ارزش تاریخی شهرسازی و معماری‌اند. در اینگونه بافتها ابنیه فضاها و عناصر واجد ارزش به صورت مجموعه‌ی به هم پیوسته‌اند و ساختار واحدی دارند. بازارها در اکثر بافت‌های تاریخی یا میدان نقش جهان اصفهان و مجموعه پیرامون آن از این جمله‌اند.

بافت ناکارآمد: گستره‌هایی با کاربری ناهمگن و بخشهایی از شهر هستند که کاربری موجود آنها با کارکرد شهری مغایرت دارد و سطح نسبتاً وسیعی را در گستره‌های شهری به خود اختصاص داده‌اند. از قبیل کارخانه‌ها و صنایع مزاحم، پادگان‌ها، زندانها، کارگاه‌های بزرگ، اراضی بایر، ساختمانهای متروک، گستره‌های طبیعی موجود مانند تپه‌ها، باغات، مسیل‌ها، رودخانه‌ها.
بافتهای نابسامان و مسئله‌دار: بخشهایی از بافتهای شهری را در بر می‌گیرد که بعد از سال 1300 هجری شمسی توسعه یافته و بدون برنامه قبلی یا با کیفیت نازل و بدون رعایت حداقل موازین معماری و شهرسازی ایجاد شده‌اند. این بافتها به لحاظ اجتماعی هویتی، زیستی، منظری، کالبدی، اقتصای و تأسیساتی دچار معضل هستند.

اما معیارهای فرسودگی چیست؟

براساس معیار‌های تعیین شده توسط شورای‌عالی شهرسازی، قدمت بنا(ابنیه ای که قدمت چندانی ندارند و غالباً ناپایدار هستند) و معیار دسترسی، که کوچه کمتر از 6متر در آن محکوم است و همچنین معیار سوم که به فرسوده شناخته شدن یک محله کمک می‌کند کوچک‌بودن زمینها و قطعاتی است که ساختمانها روی آنها ساخته شده اند که مساحت 100 تا 200 مترمربع به عنوان حداقل مساحت مدنظر است. حال سئوال اینجاست که با توجه به شناخت موجود از بافت تاریخی گرگان و تعاریف و معیارهای فوق آیا باز هم می توان بافت تاریخی گرگان را فرسوده نامید؟ واضح است بین یک بافت فرسوده و یک محله تاریخی، باید تفاوت گذاشت! وقتی می‌گوییم: بافت فرسوده، معنای کلی آن یعنی از کار افتاده و بی‌ارزش!یعنی قابل مداخله شدید‌ به لحاظ کالبدی، در حالی که نمی توان به بافت تاریخی گرگان انگ فرسودگی زد.

چه باید کرد؟

گرگان آثار تاریخی متعددی از قرنهای متمادی را در خود جای داده اما اکنون تحت فشار افزایش بی‌رویه جمعیت و به تبع آن توسعه بی ضابطه شهری و نیز دگرگونی بافت اجتماعی که خود برخاسته از هجوم مهاجران از مناطق دور و نزدیک است، هویت اصیلش به شدت به خطر افتاده، بی‌آن که چیز درخوری عایدش شده باشد. قطعاً در این میان، شکسته شدن حریم و تخریب به بهانه نوسازی در معدود بناهایی که در این میان از گزند ناملایمات در امان مانده، نشانه‌های خوبی برای یک مرکز استان تاریخی به‌نظر نمی‌رسد.

 تعیین درجه بندی عملکردی گذرهای بافت‌های تاریخی، اعمال تعریض‌های احتمالی منطبق بر گذرهای قدیمی، جلوگیری از شکل‌گیری لبه‌های غیرقابل نفوذ و متراکم در بدنه گذرها، اعمال ضوابط ویژه به‌منظور جلوگیری از اغتشاش بصری در بافت و پیکره اصلی و خط آسمان، شناسایی، حفظ و حراست از مجموعه عناصری که به‌نحوی دارای ارزش‌های تاریخی و فرهنگی هستند و به حفظ هویت معنوی بافت کمک می‌کنند را باید از مهم‌ترین اصولی دانست که رعایت آنها به ماندگاری بافت‌های تاریخی به‌عنوان سرمایه‌های مادی و معنوی شهر گرگان کمک می‌کند.

موضوعی که در این میان بیش از هر چیز اهمیت می یابد انتخاب شهردار برای بافت تاریخی است. لزوم یکپارچگی مدیریت شهری با توان اجرایی قوی و ازسوی دیگر توجه به قانون و برنامه‌های سوم و چهارم دولت در زمینه‌ پیش‌بینی یک حریم مصوب برای حفاظت از بخش تاریخی شهر، دو رابطه‌ مورد توجه و قابل اعتماد در زمینه‌ انتخاب شهردار بافت تاریخی‌اند که باید به آنها توجه شود. نقش شهردار بافت تاریخی نه ایفای یک مسئولیت فردی که ایفای مجموعه‌ای از ظرفیت‌های مدیریتی برای حفاظت و احیای زندگی در نواحی تاریخی گرگان خواهد بود.

 اگر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، مانند بسیاری از شهرسازان نگران گرگان قدیم، عقیده دارد که بافت قدیم گرگان ارزش تاریخی دارد و باید به آن بها داد، باید برقوانین خود نسبت به رعایت حریم ارتفاعی در اطراف اینگونه ساختمان‌های تاریخی و بافت‌ ارزشمند پافشاری کند و با بحث‌های منطقی و تبلیغ بجا، نگذارد تا در فاصله کمی از آن، با برپایی ساختمانهای چند طبقه و . . . ، جذابیت بافت تحت‌الشعاع قرار گیرد. اگر گذرها و کوچه‌های قدیمی گرگان و نماهای زیبای آنها می‌تواند با اندکی توجه حفظ و احیا شود و سایر بناهای ارزشمند ثبت، مرمت و بازسازی شوند و شهروندان و گردشگران به سادگی می‌توانند از قدم‌زدن و خرید و تفریح در آنها لذت ببرند، باید با تبلیغ و فرهنگسازی‌، جلوی تعریض و صاف شدن همین تعداد قلیل کوچه باریک و پر پیچ وخم تاریخی را گرفت و گرگان را از هسته با هویت خود تهی و محروم نکرد زیرا بدون شک، برای تأمین مغازه‌ها و کاربریهای مسکونی و خدماتی جدید و کارا و . . . در طرح‌های جامع و تفصیلی پیش‌بینی های لازم صورت گرفته و نیاز نخواهد بود که بافت تاریخی به محلی برای جانمایی و مکان گزینی آن کاربریها مبدل گردد.

و سخن آخر آنکه حال که با پیگیریهای به عمل آمده، این طرح نوسازی نه چندان کارشناسانه فعلاً در کمیسیون ماده 5 متوقف شده اکنون فرصتی مغتنم است که مسئولین محترم در صدد چاره جویی اساسی در این رابطه برآیند و اصلاحات لازم در طرح نوسازی با اولویت صیانت از بافت قدیم گرگان تاریخی انجام پذیرد. امیدواریم که این تعلیق موقت به تعبیر برخی دوستان، سیاست " وعده توقف طرح تا رفع اعتراض‌ها " نباشد.

پی نوشت: هفته گذشته جشنواره سراسری اقوام ایران زمین پس از 4 روز در محل دائمی نمایشگاههای بین المللی گرگان به کار خود پایان داد. یکی از بخشهای فوق العاده جذاب این جشنواره اختصاص بخشی از نمایشگاه به بافت تاریخی گرگان بود. مجموعه ای شبیه سازی شده از بافت قدیم گرگان تحت عنوان پنجره ای رو به استرآباد که با مساحت حدود 150 مترمربع و با هنرمندی هرچه تمام دانشجویان معماری دانشگاههای گرگان ساخته شده بود که شامل بخش‌هایی از حیاط خانه، مرکز محله و تکیه محلات بافت تاریخی گرگان بود.

احداث این بنا بر اساس طرحی از سرکار خانم مهندس میرحسینی صورت گرفت و در ساخت آن جمعی از دوستداران بافت تاریخی گرگان مشارکت داشته‌اند و نکته جالب توجه آنکه اکثر بازدیدکنندگان از این اثر زیبا که در این چند روز تعدادشان به بیش از 4000 نفر رسید با انتقاد از ارایه طرح نوسازی در بافت تاریخی گرگان، خواستار توجه بیش از پیش به بافت باارزش تاریخی گرگان شدند.

نویسنده : احسان ارشاد : ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

حلقه ی مفقوده رشد و توسعه ی گرگان و سرمایه گذارانی که در راه اند!

سرمایه گذاری از موضوعات مهمی است که می تواند سرچشمه همه تحولات اقتصادی و اجتماعی باشد. در مباحث توسعه، سرمایه گذاری مستمر، لازمه ی رشد و توسعه هر اقتصاد پویاست. بی تردید یکی از مهمترین دلایل توسعه نیافتگی و یا عدم توسعه ی پایدار و مطلوب شهرهایی چون گرگان در کنار سایر مشکلات و تنگناها، مسئله فقر منابع مالی است. سرمایه و منابع مالی که شاید بتوانیم از آن به عنوان حلقه ی مفقوده ی توسعه در این منطقه یاد کنیم. گرگان محتاج استراتژی توسعه است و توسعه محتاج سرمایه گذاری مداوم است. نباید از یاد برد که توسعه و رشد شهرها با لحاظ کردن قوانین و جذب بخش خصوصی می‌تواند نظر مردم را جلب کند و توسعه جهشی به شهر بدهد.


 با نگاهی به تجربیات سایر شهرهای جهان و یا حتی شهرهای نسبتاً توسعه یافته در کشورمان به سهولت درخواهیم یافت که عدم مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاران در حوزه های مختلف همچون صنعت، گردشگری، خدمات، پروژه های کلان شهری و . . . یکی از علل اصلی عدم رشد و توسعه در منطقه ی مستعدی چون گرگان است که با وجود فراهم بودن امکانات و فرصتهای بلقوه هنوز مورد توجه سرمایه گذران واقع نگردیده و جای سئوال دارد که منطقه ای با این درجه از توانمندی و استعدادهای گوناگون چرا و چطور تاکنون از حضور پر رنگ سرمایه گذاران بخش خصوصی بی بهره بوده است؟ مطمئناً برای پاسخ به این سئوال باید به بررسی سیاستهای اعمال شده در راستای جذب و توسعه سرمایه گذاری از جانب مدیران پرداخت و بی درنگ تأمل نمود که آیا واقعاً پیش شرطهای لازم در رابطه ی با جذب سرمایه های بخش خصوصی مورد توجه بوده یا خیر؟ آیا اساساً روحیه ی جذب سرمایه گذار و تسهیل امور توسط بخش خصوصی حاکم بوده و جهت گیریها و سمت و سوی رفتارها و سیاستهای اعمال شده در مسیر جذب سرمایه ها بوده است؟ یا آنکه ناخواسته اندک فرصتهای بدست آمده نیز به واسطه نبود تمهیدات و نیاندیشیدن تدابیر لازم از دست رفته است؟ متأسفانه منطقه ی ما علی رغم وجود پتانسیل های گسترده دارای جذابیت های چندانی برای جذب سرمایه گذار نبوده و بیراه نیست اگر بگوییم همین مسئله موجب گردیده که رقیبان منطقه ای ما در استانهای همجوار، گوی سبقت را از ما بربایند. به علاوه حتی در مواردی فرار برخی سرمایه های داخلی را نیز شاهد بوده ایم که باید به آن از منظری آسیب شناسانه نگریست. به طور کلی اگر بپذیریم که سرمایه گذاری در هر منطقه تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل کلان کشور و عوامل خاص آن منطقه است، بسیاری از دافعه ها یا عدم جاذبه های سرمایه گذاری که در سطح کلان وجود دارند از جمله عدم امنیت کافی، بلاتکلیفی و تردید، ابهام، بی ثباتی و عدم رعایت قوانین سرمایه گذاری و سایر قوانین، برخوردهای سلیقه ای و عدم حساسیت بعضی از مسئولین استان برای جذب و جلب سرمایه ها و ترغیب و تشویق سرمایه گذاران و نیز رفتار دلسرد کننده با سرمایه گذاران فعلی و عدم حمایت واقعی از آنها و حتی بعضی از رفتارهای تنگ نظرانه، باعث شده اند منطقه گرگان در سرمایه گذاری و جلب سرمایه های داخلی و خارجی درگیر نوعی استراتژی نیمه فعال یا استراتژی حرکت – ایست باشد.

سرمایه گذاری مبتنی بر دو پایه ریسک و بازده است یعنی سرمایه گذار وقتی به سرمایه گذاری دست می زند که حد مطلوبی از ریسک و بازدهی برای او تأمین شده باشد و گرنه سرمایه خود را به خطر نخواهد انداخت. با نگاهی به وضعیت سرمایه گذاری در شهرمان در می یابیم که هر چند در طول سالهای گذشته هر از چند گاهی اقدامات انگیزشی و حمایتی برای رشد سرمایه گذاری صورت گرفته اما آثار و نتایج این اقدامات در عمل با پتانسیل های واقعی گرگان و انتظارات، فاصله زیادی داشته و علت این امر هم وجود موانع گسترده و متعدد بر سر راه سرمایه گذاری است موانعی که به خودی خود، چرخ سرمایه گذاری در منطقه را لنگ کرده و از حرکت آن جلوگیری می کند. در این راستا اگر بنا برآن باشد که سرمایه گذاری کافی برای رشد و توسعه صورت بگیرد باید فضا و بسترهای مناسبی برای آن ایجاد گردد یعنی عوامل مؤثر بر فضای سرمایه گذاری شامل محیط کسب و کار، نگرش علمی، تجهیز منابع مالی لازم برای بخش خصوصی، زیربناهای فیزیکی و . . . فراهم شود و همچنین بوروکراسی پیچیده اداری در کنار دهها عامل دیگر در جهت ورود جریان سرمایه به بخش های مختلف برطرف گردد. عدم نگرش مثبت نسبت به سرمایه گذاری حاصل برداشت ها ، تجربیات و ارزیابی های سرمایه گذاران است. سرمایه گذاری  قصد و عمل بکارگیری سرمایه در محیطی امن و سود آور است. دو عامل «امنیت و منفعت» بالهای پرواز سرمایه گذاری هستند که در مقایسه با محیط ها و موقعیت های دیگر مورد ارزیابی قرار می گیرند و چنانچه این دو عامل مناسب باشند سرمایه گذاری صورت می گیرد.

امنیت، حاصل مجموعه ای از عوامل سیاسی، قانونی، اجتماعی و فرهنگی است که خود باعث آرامش یا تنش، ایستائی یا پویائی و تغییر یا تردید می گردد. نگرانی سرمایه گذاران در زمینه امنیت حاصل عدم شفافیت قوانین، بی ثباتی و تغییرات زیاد، برخوردهای سلیقه ای، عدم اجرای درست قوانین، تبعیض ، کارشکنی، عدم همخوانی  وعده و عمل، برخوردهای خصمانه و نادرست با سرمایه گذاران و تهدیدها و تحریک های گوناگون، نسبت دادن بعضی از خطاها و خطا کاران به کل سرمایه داران و سرمایه گذاران، در خواستها و انتظارات غیر منطقی بعضی از افراد مسئول و غیر مسئول و هسته های قدرت کاذب و وجود رشوه و فساد آشکار و پنهان است که این معضلات باید از میان برداشته شود.

تحقق گرگان ١۴٠۴ به شرط جذب سرمایه گذار

بر اساس برخی اخبار واصله، تعدادی از سرمایه گذاران غیربومی در آینده ای نه چندان دور در گرگان حضور پیدا خواهند کرد که جلب و جذب دائمی آنان و استمرار این رویه به تلاش نهادهای گوناگون همچون میراث فرهنگی، شهرداری، شورای شهر و . . . و حمایت و پیگیری همه جانبه استانداری، فرمانداری و نمایندگان محترم مجلس بستگی دارد. مطمئناً مسئولین و خصوصاً مدیران شهری از یاد نبرده اند که دهها پروژه ی عمرانی و زیربنایی که در شهر گرگان بر زمین مانده و یا در حد کلنگ زنی رها شده و یا برخی پروژه ها که فقط به صورت طرح و برنامه باقی مانده اند، عملی و اجرایی شدن آنان تنها در ازای حضور و سرمایه گذاری هرچه بیشتر بخش خصوصی امکان پذیر خواهد بود و افقهای ترسیم شده و برنامه های تدوین شده تحت عنوان گرگان1404، بدون حضور سرمایه گذاران، شعار و رؤیایی بیش نخواهد بود. بالا بودن تعداد نیروهای جوان و آماده به کار ، وجود ظرفیت های خالی و استفاده نشده در بخشهای گوناگون، مراقبت از امکانات فعلی و حفظ جاذبه های طبیعی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از جمله عواملی هستند که ضرورت سرمایه گذاری را برای گرگان بیشتر مطرح می سازند.

حضور در همایش‌های سرمایه‌گذاری و برگزاری همایش‌های مختلف سرمایه‌گذاری، داشتن بانک اطلاعاتی به‌روز و حمایت عملی از حضور سرمایه‌گذاران، به طوری که در افکار‌عمومی این امر جا بیافتد که در گرگان حمایت مناسبی از سرمایه‌گذاران صورت می‌گیرد و مزیت‌های خوبی نیز فراهم است به علاوه کاهش زمان انتظار در جذب سرمایه‌دار کاملاً الزامیست چرا که با افزایش این زمان سرمایه‌دار از سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها ناامید و دلسرد می‌شود و همچنین ساده‌سازی امور و تسهیل در قوانین پیچیده اداری تا حد امکان، از جمله مواردی است که باید انجام پذیرد تا راه ورود سرمایه‌گذار به این دیار هموار شود.

نویسنده : احسان ارشاد : ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم