گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

فضاهای عمومی و امنیت شهری در گرگان - بخش پایانی

موارد پیش گفته(در یادداشت قبل) نشان می‌دهد برنامه‌ریزان و مجریان شهری لازم است بیش از گذشته در جهت پیشگیری از وقوع خشونت و جنایت در سطح شهر به ویژه در میان گروه‌های آسیب‌پذیر‌تر از طریق اعمال سیستم‌های بازدارنده اقدام نمایند.

در ادامه باید یاد آور شد که امنیت دارای دو بعد عینی و ذهنی می باشد که بعد ذهنی بیشتر به مؤلفه های اجتماعی و بعد عینی به مؤلفه های فیزیکی و کالبدی باز می گردد. در حال حاضر نیز توجه به نیاز های اساسی شهروندان در محیط های شهری و توجه به برطرف نمودن مشکلات و معضلات شهری به منظور کاهش نابهنجاری و افزایش امنیت در فضاهای عمومی از مهمترین مسائلی است که همواره مورد توجه مدیران، برنامه ریزان و طراحان شهری است و یقیناً شناخت فعالیت های جاری در محیط های شهری و جایگزینی و تناسب آنها با کالبدشان می تواند در بهبود شرایط محیط برای برقراری امنیت مؤثر باشد.

معیار های شناخت و تحلیل امنیت در پهنه شهر بسیار متفاوت است و با توجه به مؤلفه های کالبدی، کارکردی و محیطی نوسان پیدا می کند. محیط های شهری بنا به شرایط اجتماعی موجود، یعنی شکل گیری فضاها، کارکرد فضاها، وجود امکانات رفاهی، تراکم، آلودگی های زیست محیطی، و . . . می توانند بر میزان امنیت مؤثر باشند. ایجاد فضاهای آرام و به دور از نابسامانی اجتماعی و نیز افزایش کیفیت محیطی از طریق توجه به نیاز های اساسی زندگی شهری به عنوان مطلوبیت فضای شهری به حساب می آید.

دکتر پرویز پیران در کتاب چالشهای فراروی کلانشهرهای کشور می نویسد: "امنیت، زندگی شهری، تجارت، صنعتگری و پیشه وری همه با هم به صورت یک منحنی سینوسی حرکت می کنند و با امنیت ،شهرنشینی رونق پیدا می کنند، ابنیه و آثار معماری شکل می گیرد، نظام شهری به سمت نظم ره می سپرد، جایگاه ها تعریف و باز می شوند، اصناف به سمت تشکل های کاملا کریستالیزه شده حرکت می کنند، به مجردی که امنیت تحلیل می رود، زندگی شهرنشینی، تجارت و پیشه وری تحلیل می رود، مهاجرت از شهر شدت می گیرد و در مواردی با هجوم بیگانگان شهر نابود می شود تا دو مرتبه این دور تکراری شروع شود."

با نگاهی به وضعیت کنونی گرگان می توان شاخصهای زیر را در تحلیل امنیت در محیط شهری مطرح کرد:

الف) شاخصهای کالبدی مؤثر بر امنیت فضاهای عمومی:

١) کیفیت شبکه معابر: یکی از عواملی که موجب ارتقا امنیت فیزیکی و روانی فضا می گردد کیفیت شبکه معابر و پوشش آن برای شخص پیاده و سواره می باشد. پیاده راه ها، محل حضور همه شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعی شان است.این فضا ها در مقیاس همه شهر عمل کرده و پذیرای گروه های مختلفی از شهروندان می باشد. پیاده رو ها علاوه بر نقش ارتباطی و دسترسی، مکانی امن و راحت برای تماس اجتماعی، گردش و تماشا و . . . را فراهم می آورد. در پیاده رو ها، آزادی عمل انسان پیاده برای توقف، مکث، تغییر جهت و تماس مستقیم با دیگران بسیار زیاد است.

حفظ امنیت شهر وظیفه اساسی خیابان ها و پیاده رو های یک شهر است. وضوح مسیر در روز و شب، حذف موانع فیزیکی و کاربری مزاحم در طول مسیر پیاده رو ها، طراحی مناسب در سطح پیاده روها، استفاده از کف پوش سالم باعث شده تا عابران پیاده با امنیت بیشتر از این فضا استفاده نمایند. استفاده از تنوع رنگی همراه با طرح و نقش مختلف و هماهنگ در کف سازی پیاده رو ها و خطوط عابران پیاده علاوه بر تنوع فضایی، در ایجاد ایمنی عابران نقش بسزایی دارد.

٢) مبلمان شهری: مبلمان متناسب شهری یکی از عوامل افزایش حضور افراد پیاده در شهر و در نتیجه ارتباط بیشتر مردم در محیط خود، جامعه و ایجاد سلامت روانی و آرامش شهروندان است و شامل تجهیزاتی مانند تیر های چراغ برق، نیمکت ها، باغچه ها، کف پوش ها، آبخوری ها، سطل زباله ها و وسایل تفریحی پارک ها و ... هستند و هر یک دارای کارکردی خاص می باشند و آنچه حائز اهمیت است مکان یابی درست این تجهیزات است.

٣) اهمیت وجود روشنایی در سطح شهر به دلیل افزایش ایمنی در سطح خیابان ها به ویژه در مراکز پر رفت و آمد، راهنمایی جهت ها در تقاطعها، چهارراه ها و پل ها و اهمیت تشخیص هویت و موقعیت محل است. به هر حال نیابد از یاد برد که مهمترین ویژگی شرایط آلودگی رفتاری و جرم خیزی، در زمان شب، تاریکی و کم نوری و توزیع نا مناسب سیستم روشنایی است.

۴) پوشش گیاهی فضای سبز شهری به دلیل زنده بودن، تنوع شکل و رنگ ، امکان تغییر و تحول مستمر در طی مکان و زمان، جوهر، زیبایی و پویایی، دارای نقش ویژه ای است.گیاهان عامل طراوت و شادابی محیط هستند. حفظ مطلوبیت و زیبایی های طبیعی و نوع پوشش گیاهی فضاهای عمومی شهری می تواند به میزان امنیت فضاها موثر باشد. معابر و فضاهایی که پیاده ها از آنها عبور می کند بهتر است با درختچه های کوتاه پوشانده شوند چرا که درختان با ارتفاع بالاتر سایه اندازی بر پیاده رو فضای بی دفاع را برای شخص عابر بوجود می آورد و امنیت را کاهش می دهد.

۵) فشردگی بافت: در بافت های فشرده ای که دارای تداخل کاربری است چنانچه، کاربری ها براساس فرم و عملکرد متناسب با هم سنخیت داشته باشند بر میزان امنیت محیط افزوده می شود. در قسمتهایی از شهرمان با بافت های فشرده، با انبوهی از کاربری های مسکونی، تجاری و فرهنگی و ... مواجه هستیم که انبوهی از جمعیت با فرهنگ ها و رفتارهای متفاوت را در خود جای داده است. در چنین محیط هایی زمینه بسیار مساعدی برای ارتکاب جرم و نابهنجاری اجتماعی وجود دارد. امروزه تناسب بین فرم و کالبد در شهر برای ایجاد امنیت فضای عمومی حائز اهمیت است.

۶) بسته و باز بودن محیط: تلاش و تمایل انسان برای زندگی در هر محیطی، تسلط بر آن است تا از این راه، احساس آرامش و راحتی کند ولی امروزه در مقیاس های بزرگ نه تنها این تسلط وجود ندارد بلکه نوعی بریدگی و جدایی بین فضاها و تجسم و ذهنیت انسان نیز به وجود آمده است و در نتیجه حس تعلق به فضا و مکان را از بین برده است. بسته بودن و باز بودن یک محیط می تواند در میزان احساس امنیت مؤثر باشد. بسته به میزان نفوذ پذیری محیط، میزان امنیت آن نیز تغییر می کند. محصور بودن بودن یک فضا با توجه به نسبت پهنا به بلندای آن تعریف می شود. کاهش یا افزایش این مقدار، حس بسته بودن یا گشودگی را در یک فضا پدید می آورد. هر چقدر ورود به محیط بیشتر باشد به همان میزان از امنیت آن کاسته می شود. فضاهای عمومی بسته همانند سینما، شهربازی و . . . که برای ورود به آنها زمان، شرایط و قوانین خاصی مانند دادن ورودیه حاکم می باشد نسبت به محیط های باز از امنیت بیشتری برخوردار می باشد.

ب) شاخص های کارکردی - عملکردی مؤثر بر امنیت فضاهای عمومی

١) کارکردهای فرهنگی - اجتماعی: شهر بایستی مکان همبستگی اجتماعی و فرهنگی باشد تا فضاهای شهری بتوانند امکانات هم زیستی، مشارکت و آرامش را برای زندگی اجتماعی پدید آورند. فقر فضاهای فرهنگی در شهرها موجب کاهش کیفیت شاخص های فرهنگی و اجتماعی شده و معضلهای بزرگ شهری از جمله ترافیک های سنگین و گسترده، بیکاری، و یا گرانی مسکن، گسترش جرم و جنایت و آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی و افزایش حس بی اعتمادی را موجب می گردد. کالبد و ساختار شهر اساساً باید با در نظر گرفتن کارکردهای اجتماعی و فرهنگی در فضاهای شهری توسعه پیدا کند. غفلت از جنبه های فرهنگی و اجتماعی در فضاهای شهری عامل بزهکاری، پرخاشگری شناخته می شود. سرانه های فرهنگی در شهر ما چندان رضایت بخش نیست و پروژه های فرهنگی ناتمام متعددی در گرگان به حال خود رها گردیده اند.

٢) کارکردهای اقتصادی - اجتماعی: گاهی استفاده های مختلف از فضاهای موجود در شهر می تواند حیات دوباره به بخش های مختلف آن بدهد و ایمنی و امنیت را به مکان های عمومی ببخشد. فرانسیس تیبالدز(شهرساز و استرات‍ژیست شهری) معتقد است که بهترین محیط های شهری، آنهایی هستند که در آنها کاربری ها ادغام می شوند و طیف متنوعی از فعالیت ها و تخصص ها به وجود می آید. به عبارت دیگر، منطقه بندی و تفکیک کاربری ها و فعالیت ها علت اصلی مرگ عرصه های شهری است. ادغام کاربری ها(به شرط سازگاری)، محیط های ایمن و پویا را چه در سطح خیابان ها و چه در ساختمان های منفرد پدید می آورد و علت جذابیت و امنیت عمومی این است که می تواند افراد مختلف را در زمان های مختلف و برای اهداف گوناگون به خود بخواند. این کار نه تنها سبب افزایش تحرک و پویایی محیط می شود، بلکه نظارت غیر رسمی به عرصه های عمومی را نیز فراهم می سازد.

محله هایی که کاربری های متنوعی نظیر تجاری، اداری و تفریحی دارند نسبت به محله هایی که فقط تک کاربری هستند امن ترند. نواحی چند کارکردی در طول روز و شب شهروندان را به خود جلب کرده است و بدین وسیله نظارتی غیر رسمی فراهم می نمایند. بر عکس فعالیت مجرمان در اماکن خلوت بیشتر جریان می یابد مسئله ای که در بسیاری از شهرکهای پیرامونی گرگان صدق می نماید. مسلماً وجود جاذبه های بصری، کارکردی و یا فعالیت های جاذب در فضای عمومی در هر ساعتی از شبانه روز می تواند عابر استفاده کننده از فضا را به سمت خود جذب و امکان مکث را به وجود آورد.

٣) کارکرد های تفریحی - ورزشی: اضافه شدن کارکرد تفریحی-ورزشی در فضاهای عمومی باعث ایجاد محیطی سرزنده و کاهنده جرم شده و عملکرد فضا، امکان حضور و نظارت و مراقبت های اجتماعی غیر محسوس را بیشتر و امکان برقراری امنیت را افزایش می بخشد.

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

فضاهای عمومی و امنیت شهری در گرگان - بخش اول

توسعه پایدار شهری با مفاهیمی چون شهرنشینی پایدار، شهر سالم و شهر اکولوژیک در هم آمیخته است و دیدگاه‌های انسان محوری، اقتصاد محوری و طبیعت محوری، روند کلی پارادایم توسعه پایدار شهری است. در دیدگاه نوین، هر یک از متغیرهای امنیتی در ارتباط با پایداری شهری ارزیابی می‌شوند و بر این اساس معیارهای اجرایی سیاست‌های شهری مبتنی بر محورهای گوناگون است که در یک نظام همبسته تحلیل می‌شوند.

یکی از مشکلاتی که این روزها به نحوی گریبانگیر شهرمان گردیده است افزایش نابهنجاری های اجتماعی و رشد ناامنی است. انتشار اخبار مربوط به برخی اعمال مجرمانه و بزهکاری ها و حتی افزایش متدکیان، برای گرگان و ساکنان فرهنگ مدار این دیار تاریخی بسیار نگران کننده است. البته همچنان که پیش تر گفته شد بخشی از این نابهنجاری ها را باید زاییده ی مهاجرتهای بی حد و حصر و نبود هیچ تدبیر و برنامه ای برای رفع آن، عدم طرح این مسئله در سطح کلان و مطرح نبودن آن به عنوان یکی از معضلات اصلی استان دانست که برآیند آن، این روزها بدین طریق در این شهر و دیار هویدا می گردد. آنچه مسلم است فضای متراکم از انبوه جمعیت ناآشنا و غریبه، محیطی مساعد برای تخطی از قواعد و هنجارهای زندگی شهری فراهم کرده و زمینه انواع بزهکاری ها و جرم و جنایت را به وجود آورده است.

نباید از یاد برد که وقوع چنین حوادثی(به خصوص اگر مرتکبین این اقدامات شرورانه، خود را از چنگال قانون مصون ببینند) علاوه بر آنکه آرامش و امنیت روانی شهروندان را سلب می نماید چهره ی نامناسبی از این شهر را در نظر افکار عمومی به تصویر خواهد کشید که یقیناً این مسئله بسیاری از افقهای ترسیم شده برای رشد و توسعه شهرمان را به خطر می افکند.

اگرچه قانون برای حل معضلاتی چون ناامنی به طور صریح مدیران شهری را مخاطب قرار نداده، اما اهمیت این موضوع به حدی است که امروزه دست اندرکاران و مدیران شهری تلاش می کنند در حوزه های مختلف برنامه ریزی و ارایه خدمات این معضل اجتماعی را کاهش دهند.

تأثیر مستقیم فضاهای شهری بر رفتارهای جرم زا از جمله مباحثی است که در سالهای اخیر بیش از پیش در محافل آکادمیک مطرح گردیده است.

عواملی که امنیت شهری را از بین می برند و موجب تهدید یا کاهش امنیت شهرهای بزرگ می شوند، بسیارند و برخی فضاهای شهری یکی از عوامل اصلی تهدیدکننده امنیت شهرها هستند، این فضاها معمولاً از دید محفوظ هستند به همین خاطر فضاهای مطمئنی برای فعالیت های غیرمجاز و ناهنجار محسوب می شوند. همچنین بسیاری از کارشناسان معتقدند شهرها برای اینکه ایمن باشند باید برای همه گروه های سنی - جنسی ساخته شوند و برنامه ریزان شهری باید تفاوت های سنی و جنسیتی را در ساخت آنها مورد توجه قرار دهند. در حالی که جامعه ما روز به روز بیش از گذشته شهری می شود باید به نیازهای ملموس شهروندان نیز با تأکید بر جمعیت، سن و طبقه توجه کرد.

امنیت اجتماعی و به طور کل امنیت، ارتباط مستقیمی با فضا و ساخت و ساز شهری دارد. یک فضای شهری مناسب تا حد زیادی تأمین کننده امنیت و فضای نامناسب از بین برنده آن و زمینه ساز انواع آسیب ها و معضلات اجتماعی است. فضاهای نامناسب شهری، فضاهای بی دفاع، محلات ناامن، شهرهایی با معماری صرفاً مردانه همه و همه از عوامل تهدیدکننده امنیت شهری و اجتماعی هستند.

فضاهای شهری را بر اساس میزان تعاملات  اجتماعی  به ۳ دسته تقسیم می کنند:

١) فضاهای عمومی: فضاهایی است که دسترسی به آن به همه اعضای جامعه امکان پذیر است. اما فرد در انجام کارها و اعمال خود آزادی کامل ندارد وهنجارها و قوانین جامعه رادر نظر می گیرد.

٢) فضاهای نیمه عمومی: فضاهایی است که برای استفاده عموم آزاد است اما به دلیل محدویت و هدف وکاربری، استفاده کنندگان خاص خود را دارد.

٣) فضاهای خصوصی: فضاهای است که به وسیله اشخاص اشغال می شود.

به عقیده بسیاری از کارشناسان و منتقدان، امروزه مفهوم اجتماع جای خود را به “همزیستی اجباری” در شهر داده است. فضاهای سنتی که امکان مشارکت عمومی افراد در تصمیم گیری های جمعی را فراهم می کرد از میان رفته و شبکه های ارتباطی کنونی قابل رویت نیستند در نتیجه پدیده جدیدی به نام ”نافضایی” یا ”فضاهای نامرئی” ظهوریافته که بعد جدیدی به زنجیره زمانی و فضایی شهر افزوده شده است.

فضاهای شهری می توانند بر شدت و ضعف جرایم تأثیر مستقیم بگذارند. بعنوان مثال توزیع مواد مخدر نیازمند دو یا چند نفر محدود است که حاشیه برخی پارک ها و فضاهای داخل آنها این فضا را پدید می آورد اما فروش فیلم یا نوارهای غیرمجاز در میادین شلوغ شهر انجام می گیرد. برای روشن شدن بیشتر موضوع می توان این مثال را آورد: اقدام مثبتی که توسط شهرداری گرگان در خصوص احداث زیرگذرهای عابر پیاده انجام می شود ممکن است تبعات منفی- از جمله تبعات امنیتی- را به یاد آورد مثلاً با احداث یک زیر گذر برای جدایی حرکت پیاده از سواره که اقدامی مثبت در جهت حفظ جان شهروندان به شمار می رود در صورت عدم وجود تمهیدات لازم، این زیر گذر تبدیل به مکانی امن برای مجرمان می گردد. فضاهای شهری جرم زا تحت عنوان فضاهای بی دفاع شهری نیز یاد می شوند و تعریفی که از آنها شده این است که نسبت به سایر فضاهای شهری قابلیت بیشتری برای بروز جرم دارند. اینگونه فضاها که به نوعی فضاهای گم نیز نامیده می شوند فضاهایی هستند که بنابر دلایل کالبدی، خارج از دید محسوب می شوند. فضاهای غیر قابل دفاع، فضاهایی هستند که به کسی تعلق ندارد و کسی از آنها مواظبت و نگهداری نمی کند. خیابانها و معابر تاریک، زیرپله های شهری، داخل زیرگذرها، پل های هوایی، زمین های فرورفته و گودها، فضاهای دارای پوشش گیاهان انبوه، کارگاههای ساختمانی نیمه کاره و ... مواردی از فضاهای بدون دفاع در شهرها هستند که خصوصاً در حواشی شهر ما نیز به وفور به چشم می خورند و ساماندهی این فضاها در راستای برقراری بستری امن برای شهروندان گرگانی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.   

نویسنده : احسان ارشاد : ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

استقرار امکانات و مراکز درمانی استان؛ بایدها و نبایدها

دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی حق مسلم هر شهروند است و ایجاد ساختارهای مناسب برای فراهم نمودن امکانات بهداشتی و درمانی در نقاط مختلف کشور، از مهم‌ترین وظایف دولت‌هاست، در کشور ما نیز طرح سطح‌بندی خدمات درمانی در جهت دستیابی به این مهم تدوین شده است و برنامه ها و اسناد فرادستی توسعه در کشور همچون برنامه های 5 ساله توسعه، طرحهای ملی و استانی آمایش سرزمین، اسناد ملی توسعه استانها و . . . حاوی رهنمودهایی مبتنی بر الزامات ملی و منطقه ای و نیازهای موجود با ملحوظ داشتن اصول علمی در توزیع مراکز و خدمات درمانی می باشند. 

کمبود تخت های بیمارستانی و بخشهای تخصصی و فوق تخصصی از مهمترین مشکلات بخش درمان در گرگان و استان است اما در حال حاضر چگونگی توزیع و تخصیص امکانات درمانی یکی از چالشهای عمده به شمار می رود.

سطح‌بندی خدمات درمانی براساس معیارهای متعددی انجام می‌گیرد:جمعیت منطقه، جمعیت تحت پوشش و میزان بیماردهی منطقه(تعداد بیماران بستری شده به ازای هزار نفر جمعیت در یک سال)، تخت روزاشغالی(مجموع تعداد تخت‌هایی که در یک دوره زمانی مشخص (روز، ماه، سال) توسط بیمار اشغال شده است)، درصد اشغال تخت(‌درصدی از تخت‌های بخش یا بیمارستان که در یک دوره زمانی مشخص اشغال شده است) نوع و شیوع بیماری در آن ناحیه، تنوع تجهیزات و تخت، برخی از این ویژگی‌ها هستند. در طرح سطح‌بندی خدمات درمانی، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی به چند دسته تقسیم شده‌اند که شامل محلی، ناحیه‌ای، بلوکی، منطقه ای، قطبی و کشوری است. یکی از مهم‌ترین مزیت‌های این سطح‌بندی آن است که از رفت و آمدهای اضافه بیمار جلوگیری به عمل می‌آید. به عنوان مثال شهرستان مرواه تپه در محدوده ای قرار گرفته است که مرکز منطقه ای آن گرگان، مرکز بلوک آن گنبد و مرکز ناحیه ای آن کلاله است. حال اگر بیماری در مرواه تپه نتواند درمان شود به سطح بالاتر یعنی کلاله انتقال داده می‌شود و در صورتی که در آنجا درمان نگردد، به گنبد منتقل شده و در صورتی که در آنجا نیز امکان درمان وجود نداشته باشد قاعدتاً باید به گرگان انتقال داده شود. در نتیجه لزومی ندارد بیماری که در کلاله می‌تواند مورد درمان قرار گیرد در همان ابتدا به گرگان مراجعه نماید. (این مثال براساس سطح بندی های رایج در کشور است که ممکن است در بعضی موارد در مقایسه با آنچه که عینیت می یابد تا حدی متفاوت باشد.)

نکته ظریف و بسیار مهم دیگر آنکه یکی از شاخصه‌های مهم اندازه‌گیری بهره‌وری، کارایی است بدان معنا که به چه اندازه توانسته‌ایم از منابع خود استفاده نماییم. این در حالی است که شبکه بهداشت و درمان کشورمان، دارای تجهیزات متعددی است که یا آنقدر فرسوده شده‌اند که عملکرد آنها ناچیز است یا آنقدر مجهز هستند که پرسنل آموزش و توانایی لازم برای استفاده از آنها را ندارند،‌ یا آنکه در برخی از بیمارستان‌‌ها تجهیزات مورد نیاز وجود ندارد و در برخی از بیمارستان‌ها تجهیزات بلااستفاده مانده‌اند. این نابسامانی شاید از آن جهت است که اولویت تجهیزات برای هر یک از بیمارستان‌ها به خوبی برآورد نشده است. سطح‌بندی خدمات درمانی در کشور می‌تواند گام مهمی در ساماندهی تجهیزات بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در نقاط مختلف باشد، بنابراین با انجام مطالعات نیازسنجی می‌توان نیازهای حال و آینده شهرستان‌ها را برآورد نمود و بر اساس مدل پیش‌بینی به دست آمده با استفاده از روش‌های علمی در خصوص توسعه و بهبود عملکرد بیمارستان‌ها گام برداشت. نظام سطح‌بندی با نگاهی بر اقتصاد بهداشت به دنبال بهره‌وری از منابع و امکانات مراکز درمانی و بیمارستان‌هاست.

مهم‌ترین فاکتورهای تأثیرگذار در استقرار هر یک از تخت‌های تخصصی در هر شهرستان عبارت است از:
- جمعیت شهرستان
- ضریب رشد جمعیت و مهاجرت پذیری ‏
- حجم مراجعه به تفکیک تخت تخصصی (بر اساس مطالعه گذشته نگر)
- مقایسه حجم مراجعه به ازای هر 1000 نفر جمعیت شهرستان (بیمارپذیری) با بیمارپذیری استانی و سپس بیمارپذیری کشوری و استفاده از این مقایسه در محاسبات بعدی به تفکیک هر تخت تخصصی ‏
- متوسط اقامت بستری در هر تخت تخصصی به تفکیک.
- ضریب اشغالی که می‌خواهیم ایجاد نماییم (تعداد تخت مورد انتظار بستگی به این دارد که چه ضریب اشغالی بخواهیم ایجاد کنیم، به عبارت دیگر تعداد تخت‌های درمانی که بخواهیم ضریب اشغال 40% باشد دو برابر زمانی است که بخواهیم ضریب اشغال 80% ایجاد نماییم.)‏
- چگونگی ارتباط با سطح‌ بعدی ارجاع از نظر جغرافیایی.
- امکانات موجود هر شهرستان از نظر فضا- تجهیزات و تخت‌های دایر.

در سند مطالعات آمایش سرزمین در بخش راهبردهای سازماندهی فضایی امکانات درمانی و بهداشتی، ارتقای مراکز درمانی کلیه مراکز استانها و شهرهای با جمعیت 250 هزار تا 500 هزار نفر تا سطح بیمارستان منطقه‌ای (سطح 4 نظام خدمات درمانی) مورد تأکید خاص قرار گرفته است. (دقت و توجه لازم در این قسمت بر این نکته ضروریست که تأکید این بند بر شهرهای بالای 250 هزار نفر است نه شهرستانهای دارای این میزان جمعیت)

بر اساس شاخصها و توضیحات فوق، مراکز درمانی در سطح شهرستان گرگان ایفاگر نقشهای منطقه ای هستند و به تبع آن بیمارستانهای گرگان نیز غالباً بیمارستانهایی با عملکرد و حوزه ی نفوذ منطقه ای محسوب می گردند.

درک این واقعیات و اصول تصریح شده فوق، سوال و ابهامی اساسی را در ذهن متبادر می نماید که با توجه به نقش مراکز درمانی گرگان در سطح منطقه و استان(و در نظر داشتن موارد مطرح شده فوق)، جمعیت شهرستان گرگان(یک چهارم جمعیت استان)، ضریب رشد بالای جمعیت و مهاجرپذیری روزافزون گرگان، حجم انبوه مراجعان به مراکز درمانی و بیمارپذیری بی نظیر و بی رقیب در سطح استان  و . . . استقرار برخی امکانات تخصصی و فوق تخصصی در سطح استان تا چه میزان با اصول یاد شده در این نوشتار مطابقت دارد؟ چگونه است که بر اساس سطح بندی های رایج و اسناد و برنامه های موجود، گرگان در بخش درمان، مرکز منطقه تعریف می گردد اما بخشهایی نظیر: مرکز جراحی قلب باز، سانترال لیزیک و جراحی چشم، اولین و پیشرفته ترین دستگاه سنگ شکن برون اندامی کلیه، مرکز تحقیقات پزشکی هسته ای و . . . در سایر شهرهای استان مستقر می گردند؟ البته کاملاً بدیهی است که به عنوان مثال راه اندازی یک بیمارستان 96 تختخوابی در شهرستانهایی چون بندرگز یا علی آباد حق مسلم ساکنان آنهاست اما تأسیس بخشهای فوق الذکر در هر منطقه و شهرستانی به جز مرکز استان با چه انگیزه ای و بر اساس کدام اصل صورت می پذیرد؟ براساس اصول برنامه ریزی فضایی، پراکنش اینگونه بخشها و مراکز تنها تنزل شاخص دسترسی به این امکانات را سبب خواهد شد ضمن آنکه بخش قابل توجهی از متخصصین شاغل در اینگونه مراکز نیز ساکن در مرکز استان می باشند.

متأسفانه گرگان و شهروندان گرگانی در بخش درمان با مشکلات و نابسامانی های بسیار مواجه اند. بدون شک مستهلک بودن و کمبود تخت و امکانات لازم در بیمارستانهای گرگان یکی از مهمترین معضلات موجود استان است. از 8 بیمارستان موجود در گرگان 6 بیمارستان عمری بیش از 40 سال دارند. بیمارستانی نظیر 5 آذر که 80 سال از عمر آن می گذرد حدود 150 تختخواب مازاد بر ظرفیت در آن قرار گرفته که این خود نمایانگر وضعیت تأسف برانگیز بیمارستانی است که بیشترین مراجعات در سطح استان به آن صورت می گیرد.

در طی چند سال اخیر شاهد احداث و راه اندازی چندین بیمارستان در سایر شهرستانهای استان نظیر: آق قلا، کلاله و علی آباد بوده ایم که بسیار قابل تقدیر است. اما متأسفانه در خصوص پروژه های درمانی مصوب در مرکز استان بعضاً اقدامی عملی صورت نپذیرفته و یا برخی پروژه ها که از مدتها قبل عملیات اجراییشان آغاز گردیده همچنان در رؤیای افتتاح به سر می برند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

مرکز سوانح و سوختگی، مرکز پرتو درمانی (دستگاه شتاب دهنده خطی)، مرکز پیشگیری و درمان سرطان گوارش، بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی 200 تختخوابی، طرح توسعه بیمارستان حکیم جرجانی، بیمارستان جایگزین 5 آذر و . . . که  امیدواریم با همت هر چه بیشتر مسئولین ذیربط در آینده نه چندان دور شاهد بهره برداری از این پروژه ها باشیم.

*******

مخاطبین و بازدیدکنندگان محترم می توانند در صورت تمایل، در باکس اول خبرنامه، نام و در باکس دوم، ایمیلشان را (در سمت چپ وبلاگ) وارد نمایند که در این صورت از بروزرسانی گرگان امروز در هر نوبت مطلع خواهند شد.

نویسنده : احسان ارشاد : ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

بهسازی و بازآرایی میادین شهری

بر اساس اعلام معاونت عمرانی شهرداری گرگان تعدادی از میادین شهر گرگان بهسازی خواهند شد. بدین منظور و در راستای این اقدام شایسته، توضیحاتی راجع به اهمیت میادین و ضرورت ساماندهی آنان ارائه می شود.

یکی از ابتدایی‌ترین روش‌های طبقه بندی فضاهای عمومی شهری، تقسیم آنان به دو بخش اصلی فضاهای حرکت و فضاهای مکث است. در این روش فضاهای حرکت، معبر و فضاهای مکث، معمولاً محل استقرار میدان است. میدان نیز همچون دیگر اندام های موثر و کارکردی، در حیات جاری شهر، حضوری موثر دارد به طوریکه میدان از دوره سلجوقیان به بعد شروع به تثبیت خود کرد و در دوره صفویه به مفاهیم عمیق و کارآمدی در معماری و شهرسازی رسیده و در دوران قاجار به نهایت نقش خود دست یافته است، اما رفته رفته نقش می بازد تا جایی که از سال های میانی دوره پهلوی هویت خود را از دست داده و در دو دهه اخیر نیز در بلاتکلیفی مطلق به سر می برد.

درکی که اکنون از میدان وجود دارد همانی است که در ذهن همگان و به طور یکسان از تقاطع چند خیابان که فضایی در میانه آن برای تفکیک حرکت سواره پدید آمده و با ترکیبی از پوشش گیاهی، آب نما و فواره شکل می گیرد و هیچ ارتباط معقولی با انسان، حرکت انسانی و حضور معنی دار انسان برقرار نمی سازد. میدان بدون حضور مؤثر و امن انسان و به منظوری معین، معنی خارجی ندارد و حضور انسان در این فضای میانی تقاطع ها نه دارای معنی است، نه موثر است و نه امن.
میدان بر حسب ضرورت های مکانی و زمانی نقش و عملکرد های مختلفی به خود گرفته است. گاهی به صورت مکانی برای عرضه کالا بوده و زمانی فضایی حکومتی و دیوانی و یا مذهبی داشته است و در دوران معاصر بسیاری از عملکرد های کلاسیک آن به بناها منتقل شده است و به علت وضیعت و موقعیت فعلی، نمی توان عملکرد های گوناگون اجتماعی دوران گذشته را از آن انتظار داشت.
آنچه امروزه در مورد میدان های شهری مطرح است چگونگی فرم، نوع استفاده و پیوند آنها با بافت شهری است؛ در حالی که اکثر میدان های نوساز شهری در ایران فاقد طراحی صحیح برای این ویژگی ها است و تنها از جنبه معماری قابل بررسی است و بیشتر، محوطه ای است که به آن میدان اطلاق می شود و در عمل به اشغال وسایل نقلیه درآمده و به کلی تغییر شکل یافته است.

همچنان که پیش از این نیز در بحث المانهای شهری اشاره شد میدان‌ها باید به گونه‌ای طراحی شوند که علاوه بر نشان دادن هویت شهر، کالبد وجودی سالیان دراز شهرها را نیز به نمایش بگذارند.

در ادامه، مواردی کلیدی در خصوص نقشها و اثرات گوناگون میادین شهر بیان می گردد:

میادین و نقش آموزشی: از لحاظ آموزشی نقش میدان‌ها ظاهراً زیاد نمایان نیست. اما اگر طراحی میدان‌ها با فرهنگ ساکنان شهرها و پیشینه شهرها مغایرت نداشته باشد و یا در طراحی از جنبه‌های فرهنگی‌ ساکنان شهرها استفاده شود می‌توان آموزش‌های زیادی را به افراد جامعه داد. از این‌رو از منظر آموزشی نقش میدان‌ها غیرقابل انکار است.

میزان تأثیرگذاری میدانی با تندیس یکی از بزرگان اهل علم و ادب و یک میدان با درخت نخل یا سنگ‌های تزئینی به یک اندازه نخواهد بود. بر این مبنا پرداختن به زیبایی ساختمان‌ یک میدان کافی نیست بلکه باید جنبه‌های مختلف در طراحی یک میدان منظور نظر قرار گیرد.

فضای سبز میادین: از نظر فضای سبز در طراحی میدان‌ها یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد فضای سبز علاوه ‌بر زیبایی می‌تواند نمایشگر گل‌ها و گیاهان بومی محل باشد که در خود طرح میدان، طراحی می‌شوند تا شکل شایسته‌ای به میدان‌ها بدهند.

میدان، آرامش بخش شهروندان: ساختار و طراحی میدان‌ها یک حس آرامشی را برای بیننده به ارمغان می‌آورد که از عوامل گوناگون می‌توان در این زمینه بهره جست. به‌عنوان نمونه آب و نور در طراحی معماری ایران از گذشته بسیار دور جایگاه خاصی را به‌خود اختصاص داده است که  در ایجاد یک آرامش روحی و روانی در میادین شهری می‌توان از آن بهره برد.

میدان‌ها به‌عنوان نماد قدرت: از گذشته مرسوم بوده است که در کشورها بناهایی را ایجاد می‌کردند که علاوه بر خواست ساکنان، تداعی کننده قدرت پادشاهان و حاکمان به‌عنوان یادگاری به یادماندنی نیز باشد. بسیاری از بناها مثل میدان آزادی یا میدان نقش جهان و... در ایران و برج ایفل در فرانسه هستند که علاوه بر خواست حاکمان نشان از قدرت و عظمت یک کشور  دارد.

میادین و ایجاد جذابیت و انگیزه برای حضور مردم: هر میدان شهری بزرگ، مکان­های متنوعی درون خود دارد که می­توانند ایجاد انگیزه و کشش کنند. این جاذبه مکانی می­تواند از هر نوعی باشد؛  آبنماها، مجسمه یا حتی یک رویداد که در میدان رخ می­دهد. ضرورتی ندارد رویدادها و جذابیت­ها در مقیاسی بزرگ باشند. در حقیقت، برخی از بهترین میدان­های شهری جاذبه ­های متعدد کوچکی در خود دارند که موجب سرزندگی و رونق میدان و گذران زندگی مردم در طول روز می­شود.

درون و برون میدان: همچنان­که خیابان­ها و پیاده ­روهای اطراف یک میدان، تاثیر زیادی بر میزان دسترسی و کاربری آن دارند، ساختمان­های پیرامون میدان نیز به همان اندازه تاثیرگذار هستند. این ساختمان حتی می­تواند یک کتابفروشی، یک کافه یا . . . نیز باشد. بنابراین لازمه فعال و سرزنده بودن فضای درونی یک میدان، صمیمی و پرجنب و جوش بودن فضای بیرونی میدان است.

مدیریت میدان: سیال بودن و تغییر در فضای میدان­ از عواملی هستند که سبب زیبایی و جاذبه ی دوچندان آن می گردند. یکی از روش­های تحقق چنین اهدافی، به کارگیری مدیریتی است که مهم­ترین رویکرد آن افزایش سرزندگی میدان است. یک مدیریت کارآمد، با آگاهی از روش­های ایجاد احساس آرامش و امنیت در میدان و همچنین ثبات و نگهداری آن در جهت رسیدن به این اهداف کوشش می ­کند.


نمایی از میدان شهرداری گرگان با قدمتی نزدیک به یک قرن

نویسنده : احسان ارشاد : ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم