گرگان امروز

به نام خداوند لوح و قلم / حقیقت نگار وجود و عدم

معضلی به نام ترافیک ( 2 ) - تقاطع های غیر همسطح

همانطور که پیش از این در یادداشتی تحت عنوان معضلی به نام ترافیک ، وعده داده بودم، سعی خواهم نمود تا حد امکان به بسط مسائل حمل و نقلی و ترافیکی شهرمان بپردازم. در این نوبت، موضوع تقاطع های غیر هم سطح و لزوم ایجاد و احداث آنان در گره گاههای ترافیکی (چه در مسیرهای درون شهری و چه مسیرهای پیرامونی و برون شهری) مورد بحث ما خواهد بود.

اوژن هِنارد ( 1923 – 1849 ) نام شهرساز فرانسوی است که بین سالهای 1903 تا 1909 با اثری تحت عنوان «مطالعاتی برای دگرگونی پاریس» نخستین بار در طراحی شبکه های ارتباطی و معابر به مسئله ی تقاطع ها و نقش پر اهمیتی که در هر طرح ترافیکی دارند، توجهی ویژه نمود. هنارد، مطالعه دقیق و همه جانبه ای را در این موضوع آغاز و دو راه حل پیشنهاد کرد که اصول اولیه آنها بعدها بطور کلی مورد قبول واقع شدند. اولین راه حل وی، ساختن تقاطع های دو طبقه بود که یک شکل جنینی و ابتدایی از سیر تحول تقاطعهایی است که نهایتا امروزه به صورت رو گذرها و زیر گذرهای چند طبقه برای شهرهای بزرگ در نظر گرفته میشوند. دومین پیشنهاد برای حل مشکل تقاطع ها، طرح «فلکه» بود، به همراه راهروهای زیر زمینی برای پیاده ها. این راه حل بعد از جنگ جهانی دوم در بریتانیای کبیر رسماً پیشنهاد و توصیه شد که در صورت لزوم با همراهی تقاطعهای دو طبقه تکمیل شود.

امروزه به دلیل آنکه در شهرهای مختلف دنیا در محل تقاطع های همسطح (همچون میادین و چهارراهها) بعضاً ترافیکهای سنگینی ایجاد می شود، استفاده از تقاطع ناهمسطح رو به فزونی است.

تقاطع غیرهمسطح محل برخورد دو یا چند راه ارتباطی است زمانی که هریک از این راه‌های ارتباطی در ارتفاع‌های مختلفی از سطح زمین ساخته شده باشند، به‌طوری ‌که عبور و مرور یکدیگر را مختل ننمایند. استفاده از تقاطع‌های ناهمسطح یکی از راهکارهای موثر برای روانی عبور و مرور است که با هدف جداسازی فیزیکی مسیرهای ترافیکی و ایجاد جریان ترافیک پیوسته و کم شدن زمان تأخیر و افزایش ظرفیت تقاطع ها صورت می گیرد و از مباحث مورد توجه در مدیریت شهری، مهندسی ترافیک و مهندسی راه و ترابری می‌باشد.

در کشورمان از سالها پیش، احداث تقاطع های غیر همسطح به طور خاص در کلانشهرهایی چون تهران، مشهد، اصفهان، تبریز و . . . در محورهای گوناگون ارتباطی شهری ، برون شهری، کنارگذرها، کمربندی ها و . . . در دستور کار قرار گرفته است و در سالهای اخیر نیز اجرای پروژه های غیر همسطح مورد توجه خاص شهرهای متوسط و میانی واقع شده است که نمونه های متعددی از آنان در برخی شهرهای استان همجوارمان، مازندران، در حال احداث و یا به بهره برداری رسیده است. شهرهایی نظیر بابل(پروژه های رو گذر میدان کشوری و بلوار طالقانی)، آمل(تقاطع غیر همسطح در حال احداث در امتداد کمربندی به سمت جاده هراز، ساری( پروژه غیر همسطح در کمربندی) و . . . و  البته پروژه های در حال اجرا در شهرهای مختلف در سایر استانها همچون زنجان، قزوین و . . .  و این نکته ی کلیدی که اکثر این شهرها هم رده و همسطح گرگان می باشند اما با آینده نگری، برنامه ریزی، طراحی صحیح و چابکی و درایت در جذب و تخصیص اعتبارات لازم توانسته اند در این خصوص اقدامات مناسبی را صورت دهند. این در حالی است که در گرگان، شهری که مرکز استان بوده و با مشکلات عدیده ای در حیطه ی حمل و نقل و ترافیک رو به روست تاکنون چه در حوزه ی شهری و چه برون شهری هیچگونه اقدامی در این خصوص، صورت نپذیرفته و تنها پروژه ی تقاطع غیر همسطح که بنا به گفته فرماندار وقت گرگان در سال 85 ( ماشاء اله عظیمی)، قرار بود در سه راهی امیرآباد _سرخنکلاته_گرگان (محور جدید کمربندی گرگان) توسط راه و ترابری با هزینه 4 میلیارد تومان به طول 300 متر و عرض 8 متر برای تسهیل در امور ترافیکی به اجرا در آید، متأسفانه همچون بسیاری از پروژه های دیگر شهرستان مظلوم گرگان، به فراموشی سپرده شد.

در پایان نکته ی بسیار مهم دیگری که شایان توجه است اینکه؛ اجرای پروژه هایی همچون تقاطع های غیر همسطح در سطح شهر گرگان(به دلیل نیاز به صرف هزینه های میلیاردی) از عهده شهرداری گرگان با توجه به منابع مالی محدودی که در اختیار دارد خارج بوده و نیازمند پیگیری مسئولان استانی و مساعدت ویژه دولت محترم در این رابطه می باشد.

نویسنده : احسان ارشاد : ۳:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سرمایه های محیطی و منابع طبیعی را ارج بنهیم

در روزهای آغازین ماه جاری که جهت انجام پاره ای مطالعات میدانی ، برای چند روز متوالی، ساعاتی را در روستای زیارت سپری می نمودم، مشاهده ی نما و منظر فعلی این روستا مرا بدین اندیشه واداشت که ابنیه گوناگون احداث شده و یا در حال احداث که هیچگونه سنخیتی با محیط طبیعی روستای زیارت نداشته و بعضاً برخلاف ضوابط و مقرارت نیز احداث می گردند یقنناً مشاهده و رؤیتشان برای دوستداران طبیعت و محیط زیست بسی دشوار و رنج آور است. روندی نادرست و غیر اصولی که از ابتدای دهه ی 80 شدت بیشتری یافت و تاکنون همچنان در این روستای کم نظیر به طور فزاینده ای جریان دارد و به نظر می رسد نهادهای مربوطه از کنترل و ممانعت از آنچه که در حال روی دادن است ناتوان بوده و آسیبهای وارده با گذشت زمان دو چندان می گردند. به طوریکه روستای زیارت که زمانی برخودار از زیباترین چشم انداز ها و بکرترین عرصه های طبیعی بوده، امروزه به کلکسیونی از انواع و اقسام سازه ها و ساختمانهای ناهمگون و نامتناسب با بستر طبیعی اش مبدل گشته است. ساخت و سازهایی که گاهاً به طور غیر قانونی و یا با استفاده از رانت های گوناگون توسط برخی افراد صورت می گیرد که از نگاه فنی، استمرار این روند، علاوه ی بر نابود نمودن این گنجینه ارزشمند، وقوع برخی مخاطرات محیطی را نیز به دنبال خواهد داشت.

افزون بر تخریب عرصه های طبیعی و عدم رعایت حریم های قانونی ، یکی از نگرانی های موجود در خصوص روستای زیارت و حتی پارک جنگلی ناهارخوران، تکرار تجربه ی تلخ سواحل دریای خزر است که به دلیل عدم آینده نگری لازم در گذشته، اکنون 95 درصد این سواحل در انحصار افراد و گروههایی خاص قرار گرفته و تنها 5 درصد این موهبت طبیعی، قابل استفاده برای عموم مردم می باشد و عمق این مشکل به حدی است که طرحهایی نظیر طرح آزادسازی ساحل خزر نیز تاکنون نتیجه ی قابل توجه و درخوری نداشته است.

به طور قطع، باید اندکی تأمل و تعمق نمود که چرا میراث طبیعی و گنجینه های گرانبهای خدادادی اینگونه مورد طمع ورزی و تاخت و تاز قرار می گیرند. روزی به بهانه ی احداث بزرگراه ، پارک ملی گلستان را (که هنوز خاطره ی ناگوار جاری شدن سیلابهای ویرانگر در سالهای 80 و 81 که خسارات بسیاری برجای گذاشت و دهها نفر را به کام مرگ کشاند از اذهان پاک نشده) با تهدیدهایی عظیم مواجه می نماییم. روزی دیگر و به بهانه احداث بزرگراهی دیگر و با این شعار که راه، محور توسعه است و . . . ، جنگل ابر را مورد تخریبهای جبران ناپذیر قرار می دهیم غافل از آنکه یکی از اصلی ترین اصول توسعه پایدار را زیر پا گذاشته ایم و همچنین بدون توجه به اینکه به واسطه ی وجود راههای ارتباطی و مواصلاتی متعدد از استان گلستان به شاهرود ، احداث بزرگراهی که از حیث نقش و عملکرد، موازی با جاده های مذکور است آن هم به بهای از بین بردن مناطق جنگلی، اشتباهی محض و جبران ناپذیر است. در مقطعی دیگر با عنوان نمودن دلایلی غیرکارشناسانه، باغ تحقیقات کشاورزی و تپه های جنگلی هزار پیچ را به مخاطره می افکنیم که اگر نبود درایت و واکنش به موقع برخی گرگاندوستان دلسوز ، در سالهای نخست دهه ی 90 تپه سوگله استراباد را از دست رفته می یافتیم.

شاید در این مواقع ، یادآوری برخی نکات در راستای صیانت از سرمایه های طبیعی و نیم نگاهی به قانون اساسی که میثاقی ملی است، برایمان راهگشا باشد. اصل 50 قانون اساسی به صراحت هرچه تمام تر بیان می دارد :

در جمهوری اسلامی، حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه ی عمومی تلقی می گردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن، که با آلودگی محیط زیست و تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.

نویسنده : احسان ارشاد : ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شهر الکترونیک و مدیریت شهری

امروزه با توجه به گسترش تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطاتی و با عطف به پیچیده شدن روابط سازمانی و اجتماعی و سایر روابط در سیستم شهری، ضرورت نگاهی نو و پیشرفت همگام با تغییرات محیطی احساس می شود. لذا با توجه به ظهور فنآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) میتوان این تکنولوژی را عامل تکمیل دستیابی به مدیریت پایدار شهری دانست.

طبق تعاریف موجود، «جامعه اطلاعاتی» به جامعه ای گفته می شود که در آن فناوری های ارزان اطلاعات، ذخیره سازی داده و انتقال آنها عمومیت داشته باشد و این عمومیت یافتگی با نوآوری سازمانی، تجاری، اجتماعی و حقوقی همراه شده باشد و از آنجا که شهرها اصلی ترین بستر تحقق جامعه اطلاعاتی اند لازم است در حد مطلوب به ابزارهای فناوری اطلاعات تجهیز شوند.  بی تردید یکی از بسترهایی که شهروندان را برای زندگی در جامعه ی اطلاعاتی آماده می نماید شهر الکترونیک است که توسعه اقتصادی پایدار، ارتقاء مدیریت شهری، بهبود بخشیدن به کیفیت خدمات و بالا بردن استانداردهای زندگی شهروندان از دیگر ثمرات آن است.

در دنیای امروز که هرچه بیشتر به سمت ماشینی شدن قدم می گذاریم دیگر روابط چهره به چهره و مستقیم نمی تواند پاسخگوی مشکلات ما باشد در شهرهای امروز  با افزایش جمعیت و در نتیجه آن افزایش ترافیک شهری رو به رو هستیم. هم چنین روش های بروکراتیک گذشته و کاغذ بازی های پیشین نمی تواند روشی مناسب در جهت رسیدگی به کارهای اداری شهروندان باشد از این رو سازمان های مهم نظیر شهرداری ها در شهرهای بزرگ که به نوعی قلب تپنده شهر محسوب می شوند باید دست از روش های پیشین برداشته و وارد دنیای الکترونیک و مجازی شوند. دنیایی که در آن فعالیت ها بسیار سریعتر و مطمئن تر انجام می گیرد و نیازی به تراکم جمعیت در دنیای فیزیکی نیز نیست. باید برای کاهش ترافیک شهری ،تقلیل آلودگی های زیست محیطی، هزینه های انجام کار، برخوردها و ناراحتی های روانی، فساد اداری و دهها مشکلی که همه روزه در ادارات و سازمان های بزرگ با آن روبرو هستیم چاره ای اندیشید و بهترین راه حل ایجاد سازمان های مجازی است که از مشکلات یاد شده می کاهند و حتی به بهبود روند کاری نیز منجر می شوند.

تحقق شهر الکترونیک نیازمند توجه به پیش شرط ها و الزاماتی است که نگاه همه جانبه به اجزا و عناصر موجود در شهر مجازی از جمله ی آنان است. بدون شک یکی از اصلی ترین این عناصر، مدیریت شهری الکترونیکی است که خود به بخشهای متعددی تقسیم می گردد.

شاید بتوان گفت که مدیریت واحد و یکپارچه شهری که در حال حاضر به یکی از برجسته ترین کلید واژه های علم مدیریت شهری بدل گشته است، تنها با توسل به فناوری اطلاعات حاصل خواهد گشت که تجربیات مشابه در شهرهای الکترونیکی پیشگام در جهان نظیر سئول، توکیو، سیدنی، میلان، لندن، هلسینکی، کپنهاک، دبی و  . . . گواهی براین مدعاست.

در این راستا، هم اینک که پروژه ی گرگان مجازی به عنوان یک شهر الکترونیک کارآمد مدنظر قرار گرفته، ضروری است که عوامل و دست اندرکاران مدیریت شهری این فرصت طلائی را مغتنم شمرده و با نگاهی مجدانه و تأکید ویژه بر تحقق شهرداری الکترونیکی و مدیریت شهری الکترونیک در این مسیر گام برداشته و از هرگونه بی تفاوتی بدین امر مهم امتناع نمایند.   


پی نوشت1: یکی از ابزارهای مهم در مدیریت شهری الکترونیکی،GIS  یا همان سامانه اطلاعات مکانی است که در آینده بدان خواهم پرداخت.

پی نوشت2: بنابر گفته ی یکی از دوستان که اخیراً دیداری حضوری با پروفسور علی اکبر جلالی داشتند، این دانشمند گرگانی و پدر فناوری اطلاعات در ایران از روند کُند پیشرفت شهر الکترونیک گرگان، گلایه ها و نگرانیهای فروانی دارند که امیدواریم با دقت نظر مسئولان دستگاههای ذیربط، ضمن بر طرف شدن این نگرانیها شاهد برقراری یکی از کارآمدترین شهرهای الکترونیکی در گرگان عزیزمان باشیم.

نویسنده : احسان ارشاد : ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

احداث نمادها و المانهای شهری و ضرورت توجه به چند نکته

بنابر شنیده ها، عملیات احداث المان میدان بسیج پس از مدتی وقفه از سرگرفته خواهد شد. پس از انتشار این خبر بر آن شدم که بیان نکاتی در این خصوص بپردازم هر چند که زمان بکارگیری این نکات برای المان در حال ساخت میدان بسیج و یا نماد جدید الاحداث میدان شهرداری سپری شده است اما در هر حال تجربه حاصله و نقد وضع موجود می تواند اندوخته ای برای آینده تلقی گردد.

طرح المان میدان بسیج در اواخر دوره نخست فعالیت شورای شهر گرگان مطرح گردید و سپس در قالب مجموعه پروژه های گرگان + 14 در دوره دوم شورا در دستور کار قرار گرفت و سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان و انجام برخی اصلاحات در طرح اولیه ی این پروژه ی میلیاردی، در دوره  سوم شورای شهر گرگان ، احداث این سازه ی 57 متری در میدان 5 هکتاری بسیج آغاز گردید.

. . . و اما نکاتی که شایسته است از جانب مدیران شهری ما بدانها دقت وافری مبذول گردد:

بدیهی است که المانهای شهری نه تنها به غنای بصری شهر و فضای زیست اجتماعی ما کمک می‌کنند، بلکه به عنوان نمادها و نشانه‌هایی از فرهنگ و هویت جمعی ما قابل استناد هستند و از همین بابت است که باید رویکردی تازه‌تر و جدی‌تر به آنها داشت.
این نمادها از جمله بناهای مهم در طراحی شهری محسوب می شوند، به نحوی که گاه حتی از خود شهر پراهمیت تر جلوه می نمایند؛ چرا که بیانگر هویت، شخصیت و عصاره شهر در یک ساختار نمایان هستند.

در طراحی المانها می توان بافت و کالبد قدیم و جدید را به هم دوخت و دوز کرد و انسجام و یکپارچگی شهر را به نمایش گذارد. در این رابطه، بررسی و مطالعه  المانها نشان می‌دهد که بنیان این نوع بناها برپایه مفاهیم، سنت ها، فرهنگ، هویت و تاریخ شهر استوار شده‌است. این بنیان ها به واسطه ی دارا بودن ساختاری استوار بر بینش ها و مفاهیم عمیق، باشکوه و ارزشمند گشته و گذر سالیان چیزی از ارزش آنها نمی کاهد که مثال عینی آن در کشورمان، میدان آزادی است.

از مفاد فوق چنین استنباط می گردد که به لحاظ زیبایی شناسی بصری و انتقال مفاهیم و جاذبه های شهری نمی توان به سادگی از این مبحث گذر کرد و صرف سرهم بندی کردن تعدادی پاره سنگ و آجر (که البته اگر به جا و طبق الگو مورد استفاده قرار گیرند، حرفهای بسیاری برای گفتن دارند)، نمی توان مدعی حفظ و نمایش ارزشها و باورهای شهری شد.

در جمع بندی نهایی می توان گفت: المانها و نمادهای شهری از آن دسته آثاری هستند که کارکرد در آنها یکی از مهمترین فاکتورهاست. کارکرد فیزیکی و نیز کارکرد معنایی و مفهومی. آنچه که بیش از همه در احداث المانها و خصوصاً المانهای  مبادی ورودی شهرها، مورد تأکید قرار می گیرد نقش این عناصر در ارائه ی شناسنامه ی تاریخی و فرهنگی شهرهایی همچون گرگان است. امید است که در پروژه های بعدی  این کارکرد مهم  مغفول واقع نگردد.

المان میدان بسیج

المان میدان بسیج - اسفند 88

نویسنده : احسان ارشاد : ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

مدرسه دینی پانصد ساله ؛ یادگاری از دارالمؤمنین استرآباد

مدرسه علمیه عمادیه با بیش از پانصد سال قدمت امروز به عنوان‌ میراثی ماندگار در قلب گرگان تاریخی قرار دارد که نوع معماری آن علاقه‌مندان و گردشگران زیادی را می تواند به خود جلب نماید؛ از این رو در نوشتار ذیل به بیان برخی ویژگی‌های منحصر به فرد این حوزه علمیه کهن می‌پردازیم.

این بنا حدود پانصد سال پیش توسط فردی خیر به نام خواجه عمادین ساخته شد. تولیت و تصدی مدرسه از دیرباز بر عهده خانواده سپهر استر آبادی بود که همگی از علمان مشهور دوره خود بودند که در حفظ و نگهداری موقوفات مدرسه و اداره طلاب و حوزه درسی در رشته‌های مختلف علوم عربی اشتغال داشتند. نقل شده در یک مقطع زمانی محصلین علوم دینی این مدرسه آنقدر زیاد شدند که طلبه های خارج از شهر در داخل اتاق‌ها و طلبه‌های شهری جلوی حجره ها اسکان داشتند.

این بنا بر اساس شواهد موجود به دوره صفویان بر می‌گردد و از بانیان، معماران و مرمت کاران این بنا شیخ اسماعیل قاضی معمار، کربلایی رمضانعلی و حاج حسین کافی هستند و وقف نامه هایی از دوران شاه طهماسب و شاه سلیمان صفوی در خصوص این مدرسه وجود دارد که مؤید قدمت این مدرسه علمیه است. ساختمان مدرسه تاکنون چهار بار تجدید بنا شده و سابقاً درب ورودی آن در ضلع جنوبی قرار داشته که بعداً به ضلع غربی انتقال یافت.

این بنا حدود بیست سال پیش یک بنای زنده بود که طلاب علوم دینی شهر استرآباد و اطراف آن و حتی از مازندران و هزار جریب نکاء جهت فرا گرفتن علوم دینی در این مدرسه بیتوته کرده و از محضر مدرسین وقت استفاده می‌کردند. رقبات زیادی هم از مستغلات شهری و اراضی مزروعی در طول زمان گذشته به وسیله افراد خیر وقف این مدرسه شده و درآمد آن برای تعمیرات مدرسه و کمک به مدرسین و طلاب هزینه می‌شد.

 متأسفانه در رژیم گذشته در اجرای قانون اصلاحات ارضی رقبات موقوفه که اکثراً اراضی مزروعی و موقوفه بودند به بهانه تبدیل به احسن فروخته شده و همین امر سبب شده تا مدرسه تعطیل و خالی از استادان و طلاب شود و از سوی دیگر با ساخت مدرسه جدید علوم دینی امام خمینی(ره) این بنا بیش از پیش از نظر افتاد. این مدرسه در دوره پهلوی اول نیز مدتی به عنوان ژاندارمری مورد استفاده قرار گرفت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تصویب ماده واحده زمینه احیاء و برگشت موقوفات فراهم شده و از طرفی حجت السلام غلامحسین سپهر استر آبادی تلاش فراوانی نسبت به تعمیر و آبادی مدرسه و جذب طلبه و احیاء مدرسه همت کرد‌، اما در سال 1369 شمسی نیز در اختیار هیأت رزمندگان قرار گرفت و با عنوان مدرسه علمی رزمندگان رسماً افتتاح شد و چند سالی بیشتر ادامه نیافت هم اکنون مدرسه خالی از سکنه است و در حال مرمت است.

مدرسه علمیه عمادیه با پلانی مستطیل شکل و به صورت چهار ایوانی و به فرم حیاط مرکزی است که همه عناصر آن به صورت قرنیه و با فرم و ریتم منظم و یک‌سانی کنار هر قرار گرفته اند. ورودی بنا در جناح غربی و در شرق مرکز محله درب نو، در بافت قدیم گرگان قرار دارد. این ورودی سقف و پوشیده از تیرهای ضخیم چوبی افقی است. در دو طرف شمالی و جنوبی درب ورودی بناء مغازه هایی قرار دارد که محل کار کسبه است و ارتباطی به فضای داخلی مدرسه نداشته است. باید یادآور شد که مغازه های اطراف وقف بر مدرسه هستند. ورودی، دارای یک درب چوبی بزرگ است که با توجه به اسناد تاریخی، آمده است که این درب از مدرسه علمیه یوسفیه در میرکریم به آنجا آورده شده است.

قبل از درب ورودی دو سکو وجود دارد که به جهت استراحت و نشستن ایجاد شده است. بعد از درب اصلی مدرسه به اولین چیزی که بر می خوریم ایوان زیبای شرقی مدرسه است که درست مقابل ایوان غربی قرار گرفته است. جرزهای ورودی از داخل مدرسه دارای طاق نماهایی است که نسبت به سطح زمین تقریبا نیم متر بالاتر اجرا شده است و عمق آن حدود سی سانتی متراست بله این طاق نماها چوب کار شده است که تقسیم کننده نیروی بار وارده بر جرز است و از طرف دیگر مانع تخریب و جابجایی آجرهای لبه خارجی ضلع افقی طاق نماها می شود.

مدرسه علمیه عمادیه دربنو

نمایی از مدرسه علمیه عمادیه دربنو  گرگان

مدرسه علمیه عمادیه گرگان میراث ماندگاری است که با بیش از پانصد سال قدمت می تواند به عنوان یکی از مراکز مهم برای جذب گردشگر مذهبی مورد توجه قرار گیرد هر چند که متولیان امر در معرفی این اثر ارزشمند به قدر کافی کوشا نبوده اند به طوری که بسیاری از ساکنان گرگان زمین حتی از وجود چنین اثری بی اطلاع اند./

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

ذخیره گاه زیست کره را قربانی سیاستهای قومی گرایانه نکنیم !

اشاره: پارک ملی گلستان نخستین منطقه حفاظت شده و اولین پارک ملی ایران است که نزدیک به نیم قرن قدمت دارد. این منطقه پیش از سال ۱۳۳۶ به عنوان شکارگاه شناخته می‌شد. این پارک به عنوان یکی از ذخیره‌گاه های زیست‌کره (بیوسفر) در فهرست سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، یونسکو، قرار دارد. بر اساس آخرین مطالعات انجام شده این پارک دارای وسعت 87240 هکتاربوده و تحت مدیریت اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان می باشد.

پارک ملی گلستان

پس از وقوع خسارات جبران ناپذیر در پارک ملی گلستان در سالهای اخیر، این بار، به واسطه ی سیاستها و اظهارات غیر علمی و قومی گرایانه مدیران استان خراسان شمالی برای در اختیار گرفتن قسمتی از این پارک ملی ، نهمین ذخیره گاه زیست کره در جهان در معرض خطر تفکیک و چند پاره شدن قرار گرفته است.

این اظهارات در حالی صورت می گیرد که به گفته ی دکتر فاطمه جوادی رئیس سابق سازمان محیط زیست: "این سازمان در اجرای وظایف قانونی خود مناطق مهم و ارزشمندی از کشور را که از ویژگی های خاص طبیعی برخوردار بوده و در موارد منحصر به فرد می باشد با تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست تعیین و به صورت یکپارچه و تحت مدیریت واحد، حفاظت می نماید. با توجه به اینکه انتخاب مناطق فوق الذکر صرفاً بر اساس ارزش ها و معیارهای زیست محیطی انجام می گیرد، لذا تقسیمات کشوری و ملاحظات سیاسی و اقتصادی عملاً نمی تواند نقش موثری در انتخاب یا حفاظت این گونه مناطق داشته باشد. به علاوه اصول مدیریت و سیاست های اجرایی این سازمان ایجاب می کند که مسوولیت اداره مناطق چهارگانه همانند سایر کشورهای جهان، تحت مدیریت یک واحد قرار داشته باشد. کمااینکه بسیاری از پارک های ملی و مناطق حفاظت شده سازمان در نقاط دیگر کشور که بر اساس ویژگی های جغرافیایی در محدوه چند استان قرار دارد دارای همین شرایط بوده و تحت نظارت یک اداره کل قرار دارد."

همچنین به اعتقاد بسیاری از کارشناسان تکه تکه شدن پارک های ملی و مناطق تحت حفاظت، منطبق بر هیچ یک از اصول و مبانی نوین پارکداری دنیا نیست و  براساس قانون، تقسیمات جغرافیایی هیچ ارتباطی با تقسیم مناطق سازمان حفاظت محیط زیست ندارد. (همانند شبه جزیره میانکاله که با وجود قرار داشتن بخش قابل توجهی از آن در استان گلستان واقع گردیده اما مدیریت آن به محیط زیست مازندران سپرده شده و یا پارک ملی لار و. . .). همچنین نکته مهم دیگری که باید بر آن تأکید مضاعف شود این است که «پارک ملی گلستان» دارای دو عنوان ملی و بین المللی است. در سطح ملی به عنوان پارک ملی و در جهان به عنوان «ذخیره گاه زیست کره» که همه این عناوین ناشی از تنوع، تراکم، یکپارچگی و تنوع زیستی غنی آن است که همواره به عنوان الگویی برای سایر پارک های ملی مورد توجه بوده است  که هرگونه تغییر در وضعیت پارک ملی می تواند باعث کاهش اهمیت جهانی آن شود.(برگرفته از مقاله مندرج در شماره 1994روزنامه اعتماد مورخ 16 تیر 88 به قلم الهه موسوی)

با این وصف، درست در دورانی که پارک ملی با خطرات مختلفی رو به روست و امکانات کافی برای مقابله با آن‌ها وجود ندارد بسیاری از منتقدان، تقسیم مدیریت پارک میان دو استان را باعث برهم خوردن تمرکز مدیریتی و به وجود آمدن شیوه‌های دوگانه و متفاوتی می‌دانند که زیان اصلی آن متوجه محیط زیست این منطقه خواهد شد و نباید این نکته را از یاد برد که تقسیمات مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست، الزاماً از تقسیمات استانی تبعیت نمی‌کند و در این‌گونه موارد اصل بر حفظ مدیریت یکپارچه بر پارک‌های ملی است.

نویسنده : احسان ارشاد : ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

درباره ی اردوی وبلاگ نویسان . . .

اردوی یک روزه وبلاگ نویسان گرگان دوست

سرانجام، اردوی وبلاگ نویسان گرگاندوست در محل چهارباغ و سپس توسکستان برگزار گردید که اصلی ترین ماحصل آن آشنایی بیشتر وبلاگ نویسان با یکدیگر بود و تا این لحظه گزارشات مصور و مفصلی در خصوص اردوی روز گذشته توسط دوستان منتشر گردیده است. بنابراین شرح ماوقع، تکرار مکررات خواهد بود و در این بین تنها به یادآوری نکته ای بسنده می کنم.

بدیهی است که ایجاد و وصل تشکلهای گوناگون با انگیزه ی مشخصی صورت می گیرد و تشکلها بر اساس اهداف معینی پی ریزی شده، راهکارهای دست یابی به اهداف تعریف و ترسیم گشته و بر محورهای مشخصی تأکید می گردد. از آنجا که دفاع از حقوق عمومی شهروندان و منافع شهر مظلوم گرگان یکی از اصول مصرح در مرامنامه ی باشگاه وبلاگ نویسان گرگان دوست میباشد توجه به این مهم در نشست ها و جلسات آتی باشگاه امری ضروری است.     

  
پی نوشت: گزارش کامل اردو را در وبلاگهای میثم پور اقدم ، گرگان ما و از دیار استر آباد
 بخوانید.

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

معضلی به نام ترافیک (1)

ترافیک در گرگان

تحلیل مسائل و مشکلات ترافیکی در سطح شهر گرگان شاید پیچیده تر و گسترده تر از آن باشد که بتوان در این مجال بدان پرداخت و این یادداشت تنها مدخلی خواهد بود جهت ورود به این بحث و مطمئناً بعدها در حد توان به نحوی جامعتر و به طور مصداقی بر این چالش که یکی از اصلی ترین چالشهای شهر ماست تمرکز خواهیم نمود.

ترافیک و مسائل مربوط به آن در دو سطح خرد و کلان قابل تحلیل و بررسی است. مشکلات ترافیکی در سطح کلان در پیوستگی مستقیم و یا غیرمستقیم با سیاستها و اقدامات دولت قرار داشته که ناکارآمدبودن سیستم حمل و نقل عمومی در سفرهای درون شهری ، عدم خروج خودروهای فرسوده از سیستم حمل ونقل شهری، فرهنگ ترافیک، عدم آینده نگری در طرحهای هادی ، جامع و تفصیلی نسبت به مسائل تاثیرگذار در ترافیک، مدیریت سوخت و . . . از آن جمله اند. مسائل ترافیکی در سطح خرد (که مورد تأکید ماست) نیز قویاً در ارتباط با عملکرد و اقدامات گوناگون نهادهای متولی توسعه و عمران شهری همچون شهرداری هاست. با اندکی تأمل، در هر دو سطح اشکالات و ضعف های انکارناپذیری را خواهیم یافت.

در سالهای اخیر، شهرداری گرگان اقدامات متعددی را در جهت روان سازی جریان ترافیک صورت داده است از جمله: اجرای طرح کارت پارک، احداث پارکینگهای طبقاتی، تعریض، بازگشایی، یک طرفه نمودن و یا اصلاح هندسی برخی معابر، ایجاد پهلوگاهها برای اتوبوس های شهری، نصب دوربینهای مدار بسته کنترل ترافیک، احداث پلهای عابر گذر مکانیزه، اجرای طرحهای محدودیت زا، پوشش کانالها و جداول پیرامون معابر جهت افزایش سطوح سواره و . . . که هریک از این اقدامات در جای خود قابل تقدیر است اما تمامی این موارد چون دارویی مسکن عمل نموده و تنها زمان وقوع و یا تشدید بحران را اندکی به تأخیر می اندازد و فی الواقع نباید انتظار داشت اجرای پروژه هایی از این قبیل اثراتی دائمی و پایدار برجای گذارد.

در فرآیند آسیب شناسی مسائل ترافیکی گرگان به مواردی بر خواهیم خورد که بدون توجه به آنان هیچگاه مشکلات موجود مرتفع نخواهند شد. اولین مورد، فقدان وجود طرحهای موضوعی و موضعی در این رابطه است. معمولاً شهرداری ها در شهرهای بزرگ و بعضاً متوسط ، جهت حل بحرانها و مشکلات عمده در زمینه های گوناگون اقدام به تهیه و اجرای اینگونه طرحها می نمایند. این امر از اتخاذ برخی تصمیمات با رویکردی مبتنی بر آزمون و خطا و یا برخی اقدامات سلیقه ای جلوگیری خواهد نمود.

نکته ی بعدی که باید مد نظر قرار گیرد این است که: تقاضا برای حمل و نقل از آنجا ناشی می شود که حمل و نقل از راه اصلاح توان ارتباط بین فعالیتهای گوناگون، جدایی فضایی را کاهش می دهد به عبارت ساده تر رابطه ی نزدیک بین کاربری زمین و حمل و نقل ، کنترل تسهیلات حمل و نقلی را به صورت یکی از نیرومندترین ابزارهای ویژه جغرافیایی در اختیار برنامه ریزان قرار می دهد. پیرو این اصل می توان گفت که با خلوت نمودن هسته ی مرکزی شهر از مراکز اداری و تجاری و یا به حاشیه راندن این مراکز و قطبی کردن سفرهای درون شهری، میزان سفرهای شهروندان به هسته ی مرکزی کاهش می یابد و یا اینکه دست کم از ادامه ی روند فعلی در بخش های مرکزی در خصوص تمرکز مجتمع های تجاری، اداری، درمانی، پزشکان و . . . ممانعت به عمل آمده و از صدور مجوز برای ساخت و سازهای بلند مرتبه نظیر برج سرمایه خودداری شود. شاید یکی از ویژگی های منحصر به فرد گرگان نسبت به سایر شهرهای هم رده، استقرار بیش از 95 درصد پزشکان شهر در امتداد خیابان ولیعصر(شالیکوبی) است و همین طور این مسئله در خصوص مجتمع های تجاری نیز صدق می نماید.

به هر حال به نظر می رسد که یکی از راهکارهای اساسی برای پیشگیری از افزون شدن معضلات ترافیکی،ممانعت از ادامه ی روندهای موجود و تلاش برای توزیع متعادل کاربری هایی است که در آینده شکل خواهند گرفت.

 

پی نوشت: در خصوص موضوع ترافیک در گرگان و بررسی علل و ارائه راهکارها در آینده بیشتر خواهم نوشت.

نویسنده : احسان ارشاد : ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

از خلیج ع ر ب ی تا خلیج میانکاله ! ! !

تقریباً در اواخر سال 2004 میلادی(آذر ماه سال 83) بود که مجله بین المللی نشنال ژئوگرافیک همراه با چاپ مقاله ای، تصویری از خلیج فارس را درج نمود که عبارت "خلیج ع ر ب ی" بر روی آن حک شده بود. در حقیقت این آغاز حرکتی مغرضانه بود که استراتژی و اهداف مشخصی برای آن تعریف شده بود چرا که پس از آن کشورهای عربی و به خصوص کشورهای عربی حوزه خلیج فارس جسورتر از گذشته بر روی این نام مجعول پافشاری نموده و جسارت را تا به آنجا رساندند که بعضاً در دیدارهای رسمیشان با مقامات بلند پایه ایران نیز این عنوان را بر زبان جاری می ساختند.

در این نوشته تصمیم بر آن نیست که به اثبات صحیح بودن "خلیج فارس" و نادرست بودن "خلیج ع ر ب ی" پرداخته شود چرا که پیش از این بسیاری از ایرانیان وطن پرست در داخل و خارج از کشور با ارائه ی مستندات متقن تاریخی بدین موضوع پرداخته اند و قطعاً این حرکت تداوم خواهد داشت.

در این بین آنچه که شایان توجه است ریشه یابی علل و عوامل چنین اقدامات و تحرکاتی است که در قبال میراث تمدنی و تاریخی ما صورت می گیرد.

به اعتقاد نگارنده، وقوع رویدادهایی چون تغییر نام خلیج فارس و یا مصادره ی شخصیتهای علمی و فرهنگی قرون گذشته ی میهنمان ، ریشه در میزان توجه و همچنین نوع برخورد ما با بسیاری از مسائل و واقعیتهای موجود تاریخی در داخل کشور دارد. از جمله ی مثالهای عینی در این خصوص، رفتار غیرمنطقی از جانب برخی از دوستان و هموطنان در استان مازندران است که بدون در نظر گرفتن حقایق آشکار تاریخی و منطقه ای، عناوینی چون میانکاله و . . . برای خلیج گرگان به کار گرفته و گاهاً تا آنجا پیش می روند که حتی گرگان و گرگانی ها را تحریف گر واقعیات تاریخی می خوانند ! ! !

حال بگذریم از این نکته که در صورت رجوع به نقشه ها و مستندات تاریخی با عباراتی چون دریای وهرکانه(گرگان قدیم) مواجه خواهیم شد و در مقابل عده ای این دریا را نه حتی دریای خزر که دریای مازندران می نامند.

در هر حال تأکید بر این نکته ضروری است که ما زمانی خواهیم توانست در عرصه ی بین المللی حافظ میراث ملی و تاریخی سرزمین مان باشیم که در درون مرزهای جغرافیایی کشورمان به واقعیات موجود ارج نهاده و این حقایق تاریخی را به واسطه ی برخی زیاده خواهی ها و انحصار طلبی های ناصواب لگدمال ننماییم.

تصویر از گوگل ارث

پی نوشت : از سالهای دور تاکنون، نام پر افتخار گرگان بر عارضه های طبیعی و تاریخی متعددی اطلاق می گشته است که می توان به عناوینی چون گرگان و دشت، دشت گرگان، جلگه ی گرگان، گرگانرود، دیوار بزرگ گرگان و  . . . اشاره نمود.

نویسنده : احسان ارشاد : ۳:۳٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم